آب و گل

Saturday, June 28, 2008

خاطره ی دلبرکان غمگین من


روزنامه نگاری که همه ی عمرش را بی زن و فرزند و در تنهایی گذرانده در نود سالگی عشق را تجربه می کند. دلدادگی، زندگانی او را دگرگون می سازد و نگاهش به عشق سمت و سویی دیگر به خود می گیرد. اینک واژه ی زندگی برایش مفهومی نوید بخش به همراه می آورد، دلبر او دختری است چهارده ساله دست نخورده و بی سواد.
روزنامه نگار پیر بی چشمداشت رویاروی عشقی پاک و ناب است.
رمان " گابریل گارسیا مارکز" به سادگی و به زیبایی از یک سو تلخی و از دیگرسو نشاط و سرخوشی رویارویی با عشقی، دیرهنگام را به تصویر میکشد. عشقی در کهنسالی، سرشار از زندگی و شادکامی.

گر چه در فرهنگ عرفانی فارسی از این دست قصه ها شنیده ایم، اما این نیز"حدیثی نامکرر" و شنید نی ست! رمان را که می خواندم، در ذهنم نقش روزنامه نگار را به "ماکس فون سیدو" سپردم، که عجب برازنده اش بود! داستان خوراک سینماست، کاش کسی پیدا شود فیلمش را بسازد!؟

Labels:

Friday, December 28, 2007

بادبادک باز


قیلم" بادبادک باز" The Kite Runner بر اساس رمان معروفِ "خالد حسینی" نویسنده افغانی تبار ِ مقیم آمریکا ساخته شده. این رمان مدت ها در شمار پرفروش های آمریکای شمالی قرار داشته و به چهل و دو زبان از جمله فارسی نیز ترجمه شده. " بادبادک باز" روایت جسورانه ای از زندگی در افغانستان است، کشوری که سال هاست در آنجا قوم گرایی، نظامی گری و قشری گری رودروی انسانیت ایستاده. فیلم زندگی سه نسل را نشان می دهد، مردمی که جنگ، آوارگی و نا آرامی روز به روز فاصله ی آنان را با جهانیان بیشتر و بیشتر کرده است.

رمان" بادبادک باز" از نگاه سینمایی امکان آن را دارد که فیلم بهتری از آب درآید. کارگردان فیلم مارک فوستر می توانست از این رمان فیلم بهتری بسازد. فیلمی که از زبان سینما بهره ی کافی برده باشد، اما" بادبادک باز" بیشتر به یک فیلم مستند می ماند تا یک رمان سینمایی. در رمان ِ اصلی سکانس ها و نماهای دراماتیک بسیار است اما این نماها در قالب فیلم از دست رفته و خشک و بی احساس و مستند گونه بازگو می شود. از آنجا که زبان اصلی فیلم و بازیگران آن در بیشتر سکانس ها فارسی است، شاید نا آشنایی کارگردان به زبان فارسی باعث شده نتواند بازی سازخوبی باشد و در پرورش کاراکترها و موقعیت ها نانتوان بماند. در فیلم بخش مهمی همچون گرفتن ویزا از سفارت آمریکا و گنگ شدن پسرک حذف شده. کوتاه سخن اینکه "کارگردان نتوانسته همچون یک رهبر ارکستر تمام سازهای یک رمان خوب را به خدمت بگیرد و یک سمفونی سینمایی با آن بسازد."
اگرچه در فیلم" بادبادک باز" بازی خوب و قابل قبولی از همایون ارشادی و دو کودک فیلم حسن و امیر می بینیم. اگرچه لوکیشن ها دقیق و واقعی انتخاب شده و ساختگی نیست، اگرچه موزیک متن، گریم و صحنه آرایی فیلم تک به تک خوب است و اگرچه فیلم در اندازه ای هست که کاندیدای جایزه گلدن گلوب باشد.
فیلم "بادبادک باز" را باید دید حتا اگر به اندازه ی خواندن کتابش از دیدن قیلم لذت نبریم. بی گمان چه فیلم را ببینم وچه کتاب را بخوانیم، در پایان کار ِ "خالد حسینی" ستودنی است.


وب سایت رسمی فیلم

مصاحبه با خالد حسینی
ما، بادبادک باز و خواننده غربی / ناصرغیاثی
وبلاگ یک پزشک / کتاب / فیلم

Labels: ,

Saturday, August 18, 2007

همه مردان شاه


" استیفن کینزر" نویسنده ی کتاب "همه مردان شاه" روزنامه نگارو رمان نویس زبده ایست. نویسنده ی کهنه کار نیویورک تایمز و کسی که تا کنون درباره ی بیش از پنجاه کشور جهان گزارش تهیه کرده، اروپای شرقی را خوب میشناسد، از انقلاب ها و دگرگونی های آمریکای لاتین تا فرو ریختن دیوار برلین گزارش های کم نظیر و بی همتایی تهیه کرده است. افزون بر این با فرهنگ وسیاست ِکشور ترکیه آشناست و در مورد ایران متخصص و صاحب نظرست.
کتاب ِ "همه ی مردان شاه" به اعتبار نویسنده ی آن کتابی مستند و در خور اعتناست. نویسنده دراین کتاب از قهرمان پروری و نگاه ناسیونالیستی رایج در کتاب های تاریخی ما، مبراست و نوشته ای ناب، تصویری و پر کشش تحویل می دهد.
"همه مردان شاه" نگاهی کاوشگر به کودتای 28 مرداد و سرنگونی حکومت مردمی دکتر محمد مصدق دارد. در این کتاب، نویسنده از اسرار پشت پرده کودتا و دسیسه های سازمان سیا و انگلیس علیه اولین حکومت مردمی و دمکراتیک در ایران پرده برداشته است.
هوشمندی و تسلط نویسنده به رویدادهای تاریخی آن زمان، خواننده ی ایرانی را که کمتر تجربه ی خواندن تاریخ به دور از داوری های رایج دارد مقهور نوشته خود می کند.
نگاه ژورنالیستی، پرهیز از تکرار و پر گویی ویا حاشیه پردازی بی مورد از دیگر ویژگی های برجسته ی این کتاب است.
کینزر یک سال پس از واقعه ی سازمان تجارت جهانی در سالگرد 28 مرداد به ایران می آید و سری به احمد آباد میزند و آنجا در بزرگی را مشاهده می کند و در باره ی آن چنین می گوید:
"...دو لنگه ی در بلند ِ یک دروازه ی آهنی محکم، به د یوار خانه تکیه داده شده بودند. این تنها شیئی بود که از خانه ی مصدق در تهران، جایی که بخش اعظم زندگی و از جمله سال های پر التهاب نخست وزیری اش را در آن سپری کرده بود، سالم مانده بود.
این دروازه شاهد چه تاریخی بوده است! سفرای آمریکا و انگلیس در ایران، همراه با فرستادگان ویژه ای مثل اورِل هریمن، به دفعات بی شمار از میان آن گذشته بودند تا مصدق را متقاعد به کنار گذاشتن یا تعدیل برنامه ی ملی سازی صنعت نفت ایران کنند. ...خانه ای که این در بزرگ را احاطه کرده بود، در شب 28 مرداد 32 ویران و در آتش سوزانده شد، و آوار به جا مانده اش را بردند تا در جای آن یک مجتمع آپارتمانی ساخته شود. تنها چیزی که از آن بر جای ماند همین در بزرگ است، که اهمیت تاریخی زیادی به آن می بخشد و برای کسانی که مصدق را می شناختند، یا سعی در شناختن او در سالهای پس از مرگش داشته اند ، حال و هوایی الهام بخش و روحانی را تداعی می کند. من نیز دست خود را لحظاتی طولانی روی آن گذاشتم تا آن حس و حال تاریخی را پیدا کنم...."



آدرس متن کتاب روی اینترنت

Labels:

Sunday, April 23, 2006

کارل ریموند پوپر:"میدانم که هیچ نمی دانم"


دیده اید، بعضی از کتاب ها هست، که هرچه زودتر تا تمام نشود ، شما را راحت نمی گذارد. این کتاب "کارل پوپر " از همان ها بود.
کارل پوپر یکی از نامدارترین فیلسوفان قرن بیستم است که در گستره معرفت شناسی ، پیشگام دیدگاهی است که آن را خرد گرایی انتقادی میخوانند، ویکی از هواخواهان خستگی ناپذیر دموکراسی و اندیشه های لیبرال است.این کتاب در 152 صفحه منتشر شده و شامل مجموعه مصاحبه های روزنامه «دی ولت» با پوپر در موارد گوناگون جون سیاست، علم وفلسفه است.
ایده های پوپر در موارد مختلف از افلاطون تا مارکس و در حوزه های سیاست وتاریخ خواندنی وتزهای او پاسخگوی بسیاری از سوال های امروز است.
با هم چند جمله از این کتاب را مرور کنیم :
"...کانت، که از پیروان انقلا ب فرانسه بود، ابتدا پس از ترور های روبسپیر متوجه شد که حتی کریه ترین وزشت ترین اعمال را هم میتوان به نام آزادی ، برابری و برادری انجام داد. یا اعمال کریه و زشت مشابهی که در دوران جنگ های صلیبی، دوره سوزاندن افسونگران، یا دوره جنگ های سی ساله تحت نام مسیحیت انجام گرفت همگی به نام آزادی وبرابری بود. کانت از تاریخ وحشتناک انقلاب فرانسه یک درس گرفت. این درس، که تکرار و یاد آوری آن همواره ضروری است ، این است که ایمان و اعتقاد کور بدبختی و شرارتی است که همواره در تضاد با اهداف جامعه کثرت گرا وباز قرار دارد. و ما موظف هستیم با تعصب و خشک اندیشی از هر نوع و به هر شکل که باشد مبارزه کنیم، حتی زمانی که اهداف آن ، از نظر اخلاقی، کاملا" درست و مورد پذیرش ما باشد.
خطر تعصب و خشک اندیشی، و نیز وظیفهء ما در مقابله و مبارزه با آن، یکی از مهمترین درس ها وآموزه هایی است که ما میتوانیم از تاریخ بیاموزیم ..."
کارل پوپر
مترجم پرویز دستمالچی
چاپ اول 1650 نسخه 1384
انتشارات ققنوس

Labels: ,

Monday, March 27, 2006

"رمز داوینچی" پر فروش و کفرآمیز


کتاب "رمز داوینچی" پر سر و صدا تر از این حرفهاست. رمانی که نویسنده آن "دن براون" را بسرعت معروف کرد اورا به چندین دادگاه کشاند وجایزه بهترین کتاب سال را برای او به ارمغان آورد.
در کانادا از سه سال قبل تا کنون این رمان بارها منتشر شده و هفته گذشته ، پنج میلیون جلد آن درنیویورک منتشر شد اما این بار با جلد معمولی .این در مقابل فروش سی ملیون جلد درانگلیس رقم زیادی نیست! درشمار پرفروش ترین کتاب های روز است و به هفده زبان دنیا ترجمه شده ! چهار هزار جلد از این کتاب در کتابخانه های عمومی تورنتو هست اما دوهزار نفر تا ماه جولای برای قرض گرفتن آن در نوبت هستند!

از دیدگاه مسیحیت رمان "دن براون" یک کتاب کفر آمیز است. نویسنده راز سر به مهری را افشا میکند که کلیسا آن را دو هزار سال است پنهان میدارد. به ادعای "براون" مسیح دارای همسر و فرزندی پسر بوده است و کلیسا این رابطه پنهان وهویت فرزند را تا کنون افشا نکرده است ! کلیسای کاتولیک و "پاپ بندیکت شانزدهم" از مومنان خواسته اند مطالب این کتاب را باور نکنند.

کمپانی "کلمبیا پیکچرز" فیلمی بکارگردانی "ران هاوارد" و با شرکت "تام هنکس" براساس این رمان تهیه کرده و از هفدهم ماه می در آمریکای شمالی اکران خواهد شد. باید دید که استقبال از فیلم چگونه خواهد بود؟
این رمان بنام "راز داوینچی" توسط حسین شهرآبی و سمیه گنجی به فارسی نیز ترجمه شده است.

Labels: ,

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است