رادیو هنوز رادیوست
نسخه آزمایشی برای رسانه در شرف انتشار، جایی برای آزمون و خطاست و فرصتی برای شناخت راه و چاه. زمانی میتوان انتظار داشت نسخه های آزمایشی به هدف خود نزدیکتر شود که آن را به معرض داوری و انتقاد بگذاریم و از انتقادها نهراسیم وبه دیدگاه های مختلف میدان دهیم.
در واقع آنچه ما را رشد خواهد داد به به و چه چه رفقا و دوستان نیست، انتقاد و ایرادهایی است که ما را به نسخه قابل قبول اصلی نزدیکتر می کند. این نیاز زمانی بیشتر میشود که بدانیم نسخه های آزمایشی چه از نظر فرم و چه از نظر محتوا جا نیفتاده و تا نسخه های قابل قبول هنوز فاصله دارد.
دیروز در بخش «آخرین نوشته» نسخه آزمایشی رادیو زمانه مقاله ای خواندم با عنوان "رادیو رسانه زهوار در رفته" که جای نقد و بحث بسیار دارد.
اول اینکه نویسنده اصل و ماهیت رادیو را در این زمانه منکر میشود و رادیو را رسانه ای زهوار در رفته میداند که این خود نقض غرض است یعنی ما اینجا جمع شده ایم که رسانه زهوار در رفته تحویل مردم بدهیم!
دوم رادیو را رسانه پیرمرد ها میدانند و دوران آنرا تمام شده می پندارند. در حالی که رادیو رسانه ای است که نه تنها محدود نشده بلکه بسیار گسترده تر از سی سال پیش مورد استفاده قرار میگیرد. میلیونها ماشین سواری در همه جای این کره خاکی گوش به ایستگاه های رادیویی می سپارند و هنوز رادیو در شمار رسانه هایی است که بیشترین مخاطب ها را به خود اختصاص میدهد. دسترسی به رادیو آسان تر و ارزان تر از هر وسیله دیگر است و بیشترین مخاطب را در همه جای جهان از جمله ایران دارد. در ایران مردم براحتی داخل اتومبیل یا خانه در سفر و محل کار رادیو لندن ( به قول خودشان) گوش میدهند و آخرین باری که ایران بودم برایم جالب بود که چقدر رادیو فردا فراگیر شده وبراحتی امواج آن به اتومبیل های درحال حرکت میرسد و اغلب رادیو ماشین ها به این دو رادیو دسترسی دارند نه دیش میخواهد نه اینترنت ویرلس.
سوم فرموده اند " نوستالوژی هایمان را دور بریزیم."
به چشم. فقط بفرمایید کجا باید آنها را دور بریزیم تا فورن اقدام شود!
حالا نوستالوژی بدبخت این وسط چه گناهی کرده که باید آنرا دور بریزند، و اصلن نوستالوژی چه ربطی به این مطلب دارد، معلوم نیست. فقط همین نکته را یادآوری باید کرد که پایه و اساس هر کار هنر مندانه ای در نوستالوژی است و شاهکار های جهان با اتکا به همین چیزی که میفرمایید بریزیم دور ساخته شده است.
چهارم گویا آنروز گوگل برای ایشان یک لینک تبلیغاتی فرستاده"تبلیغ یک دستگاه کوچک که توی مشت جا میگیرد. این دستگاه کوچک هم عکس میگیرد هم فیلم پخش میکند هم متن به شما نشان میدهد هم میتوانید با آن رادیو گوش کنید و هم برایتان صدا ضبط میکند."
البته این لینک تبلیغاتی را گوگل کمی دیر فرستاده چون همین موبایل هایی را که مدت هاست همه دارند و در ایران هم فراوان یافت میشود همه این کارها را انجام میدهد و توی مشت هم جا میگیرد! نتیجه ای هم که میتوان از این دستگاه گرفت این است که زهوار رادیو در نرفته و در کنار آخرین پدیده های تکنولوژیک هنوز می نشیند. و آنها را کامل تر میکند.
پنجم از رادیوی وبلاگی یا پادکست یادی فرموده اند و با وجودی که معنی آنرا در فرهنگ آکسفورد خوانده اند آنرا جایگزین رادیو می پندارند در صورتی که پادکست میتواند مکمل رادیو باشد اما جانشین آن نیست.
قاطی کردن این دو مثل مقایسه تلویزیون ماهواره ای با ویدیو های خبری کوتاهی است که روی اینترنت میتوان دید.
ششم میفرمایند آمار و ارقام میگوید شنونده های رادیو هر روز کمتر می شود!
نه خیر آمار و ارقام میگویند با اینهمه گسترش ماشین و راحتی دسترسی به ماهواره روز بروز شنوندگان رادیو بیشتر و بیشتر میشوند تا آنجا که مردم حتی با اینترنت هم رادیو گوش می دهند. امواج رادیو با صدها زبان وهزاران کاربرد مثل هوا در همه جا جاری و قابل دسترسی ست. در واقع کاربران اینترنت برشنوندگان رادیو افزون شده اند و بخش بسیار اندکی از شنوندگان رادیو هستند.
هفتم اگر چه کاربران اینترنت روزبروز زیادتر میشوند اما تعداد آنها در مقایسه با شنوندگان رادیو بسیار اندک است، اینترنت به ما کمک میکند با امکانات بیشتر از رادیو استفاده کنیم مثلن مجبور نباشیم خبرهای بی بی سی را حتمن ساعت هفت و چل و پنج بشنویم و هر زمانی خواستیم آنرا بشنویم. میتوانیم با اینترنت برنامه دلخواه خود را در هر زمان انتخاب کنیم. به بیان دیگر اینترنت به ما کمک میکند بهتر و با امکانات بیشتر از همان رادیویی که هست استفاده کنیم .
آخر اینکه آن پیرمرد با آن رادیو ترانزیستوری هنوز مشتری پر و پا قرص رادیو لندن است، جوانان رادیو فردا گوش میدهند، درحال رانندگی ، پخت وپز توی خانه در سفر و هنگام تنهایی. داخل تاکسی و رانندگان جاده ها، در سفرهای طولانی رادیو مونس آدم هاست چه از نظر آگاهی رسانی معمولی، وضع هوا، جاده، یا موزیک و خبر و سرگرمی. رادیو را در همه جا به سادگی میتوان گوش داد جاهایی که استفاده از رادیو اینترنتی هنوز ممکن نیست. و اصولن کاربرد متفاوتی برای رادیو اینترنتی هست که ربطی به کاربرد معمول رادیو ندارد. مثلن از این گوشه دنیا براحتی میتوان رادیوی آن سر دنیا را با اینترنت شنید والخ
مهم این است هدف و مخاطب های خود را درست بشناسیم و تعدادشان را درست بدانیم و رادیو را محدود به دایره وبلاگ ها ندانیم . دایره ای که دسترسی به آن در ایران بسیار مشکل تر از رادیوست و رقم کار بران آن درمقابل شنوندگان رادیو بسیار ناچیز است.
رادیو هنوز رادیوست زهوارش درنرفته و به این زودی ها هم در نخواهد رفت.
Labels: نقد





