کانادا حد و اندازه خود را نمیداند. میخواهم کمی از حد واندازه کانادا بگویم.
کانادا حدود پانزده برابر ایران مساحت دارد.(اندکی کمتر از ده میلیون متر مربع)
کمتر از نصف ایران جمعیت.( حدود سی میلیون نفر) از تورونتو تا ونکور با هواپیما پنج ساعت راه است . مثل تهران تا لندن.
کانادا در شمار هفت کشور بزرگ صنعتی جهان است. از نظر صنعت ومعدن و منابع خدادادی و طبیعی در ردیف یک تا چهارم رده بندی های جهانی است. منابع سرشار نفت آلبرتا ، و الماس بی پایان مناطق آتشفشانی شمالی وجنگل های بی نظیر مناطق جنوبی از کانادا کشوری کم نظیر در زمینه چوب و نفت والماس ساخته است.
بسیاری از فیلم های هالیودی تارزان وغیره را که تا کنون دیده ایم در نواحی جنوب شرقی و استان بریتیش کلمبیا ساخته شده. و آن نواحی لوکیشن بسیاری از فیلم های آمریکایی است. میلیون ها نفر برای دیدن کوه های راکی و آبشار نیاگارا همه ساله به کانادا سفر میکنند.
جنوب کانادا آمریکاست . آمریکا سیصد میلیون جمعیت دارد. برای اقصاد و بازار و فروش کشور کانادا، همین سیصد میلیون بس است.این بدان معناست که تجارت با آمریکا و قرارداد نفتا کشور کانادا را بس، کانادا نیاز ندارد برای گذران روزگار خود از قاره آمریکا پا بیرون گذارد.اگر چه دیگر کشور های جهان از جمله ایران به محصولات کشاورزی و صنعتی آن از شکر و گندم گرفته تا تکنولوزی پیچیده قطعات صنعتی ، سخت محتاجند!
قرارداد نفتا به کانادا این اجازه را میدهد که به سادگی با همه قاره آمریکا تجارت آزاد داشته باشد و این برای کشوری که کمی تا قسمتی منابع سرشار طبیعی دارد، بسیار سودآور و مهم است.
از نظر بهره وری و بهره مندی، همه ساله لیستی سازمان ملل منتشر میکند، این لیست بدان نظر دارد که ابناء بشر هنگام که متولد میشوند یعنی چشمانشان در این دنیا باز میشود بصورت طبیعی (با لقوه) چقدر از منابع طبیعی این جهان بهره مند میشوند؟
شا خص ها آمورش و پرورش، بهداشت، منابع طبیعی و در آمد سرانه ملی است.در میان کشورهای جهان کانادا همیشه در این لیست بین یکم تا پنجم است ، فرانسه از رتبه سیزدهم و آمریکا از رتبه هشتم تا کنون بالا نیامده اند، ایران با آن همه منابع طبیعی ونفت رتبه نود و شش را دارد.
این لیست هر سال از سوی سازمان ملل با کارشناسی دقیق منتشر میشود.
دمکراسی وحقوق بشر، کانادا افتخار میکند که جامعه ای" Multicultural" یا چند گونگی فرهنگی دارد و بدان می بالد.در کانادا مسجد، کنیسه و کلیسا و خانقاه، بتکده و میکده همه و همه آزاد است . کسی را با کسی کاری نیست . آزاری نیست. سیستم حکومتی به مردم آموخته است که باور دینی و مذهبی امری خصوصی و شخصی است و کسی حق ندارد در مورد رفتار قلبی و فکری و عقیده آدمیان دخالت کند یا به خود اجازه دهد که بگوید همانگونه بیاندیش یا باور داشته باش که من میاندیشم!
ایرانیان تورنتو اگر چه 3.6% جمعیت شهر بیش نیستند اما از آنجا که مایلند خود بنمایند در این شهر بسیار بیش از آنچه هستند به چشم میآیند. قسمت زیادی از شمال شهر تورنتو، دو طرف خیابان اصلی پراست از تابلوهای فارسی، کانادا این را دوست دارد، و بدین افتخار میکند.ایرانیان بدون انگشت نگاری وارد کانادا میشوند، و کانادا امنیت کشور خود را بدون توهین به این همه سلیقه وچند گونگی به سادگی فراهم میآورد.
حد واندازه کانادا چنان است که این دومین کشور جهان از نظر وسعت، با اقتدار با آمریکا سخن میگوید، ودر حقوق بشر، سیاست و بازرگانی و اقتصاد در همه شاخص ها از امریکا برتر است.
سوسیالیسم به معنای واقعی در کانادا وجود دارد به این معنا که اگر شما کاری با حداقل حقوق داشته باشی از تمام مواهبت از قبیل مسکن، خوراک، پوشاک، ماشین ولوازم اولیه زندگی در حد استاندارد برخوردار هستی! تفاوت طبقاتی بر اساس غذایی که میخوری لباسی که میپوشی یا ماشینی که سوار میشوی نیست، همه اینها برای یک کارگر همانگونه فراهم است که برای یک سرمایه دار!
در کانادا آخوند، خاخام، کشیش ، زنان با حجاب و سیک های عمامه بسر با ریش های بلند همه هستند زندگی میکنند وحق زندگی وحیات آنان پذیرفته شده است.
در تورنتو هرهفته هشتاد هزار نشریه با بیش ازدویست زبان مختلف، در مجموع با تیراز نزدیک به دومیلیون منتشر میشود ! یعنی به ازای هر دو نفر یک نشریه!
اما کانادا هنوز حد و اندازه خود نمی شناسد!
اسکناس های کانادا به عکس ملکه انگلیس مزین است! هرچه فکر میکنم در این جهان کوچک و با ترکیب سیاسی واقتصادیی که میفهمم بهتر است عکس چه کسی به جای ملکه انگلیس باشد عقلم به جایی نمی رسد! در واقع اسکناس بروشور تبلیغاتی یا کتاب داستان یا برگه ادعیه و خطابه ایدئولوزیک نیست، باید بتواند با پول های مهم جهان خوب مبادله شود، و برای شهروندان قدرت خرید بالاتری را در مبادلات جهانی پدید آورد! پس عکس چه کسی میتواند برای یک اقتصاد و پول خوب باشد؟ فیدل کاسترو؟ پوتین؟ ولیعهد تایلند؟ مائو؟ ..یا شاید ملک فهد و ملک عبدالله؟ نگویید جان کرتین، مارتین...یا هارپر اینها میآیند ومیروند...
همه ی اینها گفتیم اما ایکاش کانادا حد واندازه خود میشناخت، که نمی شناسد...
Labels: از کانادا