آب و گل: February 2008

Thursday, February 14, 2008

اصفهان

تابستان 1382

Labels:

Saturday, February 09, 2008

سنتوری در تورنتو


تماشای فیلمی از داریوش مهرجویی، فرصتی است که نباید آن را از دست داد. سینما ایمپرس واک در تورنتو(نورت یورک) فیلم سنتوری از این کارگردان برجسته را نمایش می دهد. سینما ایمپرس شامل ده سالن نمایش است و این روزها دو فیلم ایرانی روی اکران دارد. فیلم پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی نیز در همین سینما در حال نمایش است.

سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی، که علیرغم داشتن پروانه در ایران اجازه نمایش نگرفت، به بحران اعتیاد در کشور می پردازد. کشوری که در آن مواد مخدر ،سیگار و مشروبات به ظاهر قاچاق اما در باطن از بیشتر کشورهای دنیا ارزان تر و فراوان تر است، کشوری که اعتیاد درآن به یک جریان و بحران اجتماعی تبدیل شده. در تورنتو بسیاری از مهاجرین ایرانی فقط بخاطر فرار از اعتیاد خود یا فرزندانشان به کانادا آمده اند. بنابر این انتخاب چنین سوژ ه ای نشان از هشیاری و دلسوزی هنرمندی همچون مهرجویی نسبت به مردم و کشورش دارد.

فیلم از تاریکی ایستگاه های شلوغ مترو به روشنایی غبار آلود هوای تهران باز می شود و با علی سنتوری یکی از خیل مردمانی که در شلوغی خیابان ها در هم می لولند همراه شده و داستان زندگی اورا ورق می زند داستانی که برای ما آشناست، انگار شخصیت های فیلم را بارها دیده ایم.
علی سنتوری جوان هنرمندی است که تنگناهای اجتماعی او را به اعتیاد کشانده، او جوانی فریب خورده نیست بلکه قربانی شرایطی است که خود قادر به تغییر آن نیست. هانیه همسر علی دیگر قربانی این شرایط است. هانیه یا باید بسوزد و بسازد و یا بگذارد و برود، برای او هم گویا راهی دیگر وجود ندارد. شخصیت هانیه دشواری های زن در جامعه مرد سالار را بخوبی نشان می دهد، زنی که نمیخواهد با جریان این زندگی همراه شود، یا انسانی که می خواهد خلاف جریان موجود حرکت کند.


در مجموع فیلم سنتوری فیلمی واقع گراست و آنچه می بینیم واقعیت های امروز جامعه ایران است ، اگر چه تلخ و سیاه، گناه این سیاهی و تلخی را نمی توان به گردن کارگردان انداخت، مهرجویی به عنوان وجدان بیدار جامعه تنها گوشه ای از این واقعیت ها را به ما نشان می دهد.

تیتراژ فیلم (ساخته محمد رضا شریفی نیا) نماهای درشتی از یک سنتور در حال کوک کردن است که انتخابی بجا و زیباست اما نماهای گرفته شده پر نور است و رنگ فیلم پخته و دلچسب نیست، نمیدانم اشکال از نورپردازی یا از ظهور فیلم است؟! اشکالات رنگی در بقیه فیلم هم دیده می شود، که به باور من می تواند از ظهور فیلم یا به اصطلاح شستن نگاتیو و چاپ پزتیو ومراحل لابراتوار باشد. این نقص در بیشتر فیلم های وطنی دیده می شود به گونه ای که فیلم ایرانی از نظر رنگ تفاوت آشکاری با فیلم های خارجی دارد، در حالی که نیک می دانیم جنس فیلم های ایرانی با سایر کشورها تفاوتی ندارد.* ای کاش اهل فن سینمای ایران به این نکته توجه می کردند!
به هر صورت، خوب است ایرانیان ساکن تورنتو از فیلم سنتوری حمایت کنند و آن را حتما" در سینما ببینند تا گوشه ای از ضرر و زیان تهیه کنندگان این فیلم جبران شود.

سنتوری همچون گاو، آقای هالو و اجاره نشین ها یک رویداد است، رویدادی که در تاریخ ایران ثبت می شود.


* درایران معمولا" از فیلم فوجی استفاده میشود؛ فیلمی که بزرگترین رقیب کداک در دنیاست و بسیاری از فیلمسازان هالیود نیز از آن استفاده می کنند.

عکس ها از اینترنت

Labels:

Friday, February 01, 2008

هزاره ی اقلیت ها

قانون استخدام کانادا، اولویت را به اقلیت ها می دهد. مثلا" اگر بیست نفر شرایط مساوی برای پذیرش یک حرفه داشته باشند، و این بیست نفر 13 مرد و 7 زن باشند، مرد ها خودبخود حذف می شوند. از بین زنها اگر 4 نفر سفید پوست و سه نفر سیاه پوست باشند، سفید پوست ها حذف و از بین سه زن سیاه پوست، چنانچه دو نفر شهروند کانادا و یکی مهاجر تازه وارد از نیجریه باشد، قانون اولویت را به استخدام"زن مهاجر نیجریه" می دهد!

البته توجه به حقوق اقلیت ها در آغاز هزاره سوم مختص کانادا نیست، این یک حرکت جهانی است حرکتی که با روح انسانی و طبیعت بشر سازگار است. گویا روح بشر در مجموع از هر تفکر و ایده ی جوانمردانه ای پشتیبانی می کند.
این ست که می بینیم زنان که تاکنون راهی به حکومت نداشتند، برگ برنده ی احزاب سیاسی و رفرمیست ها هسنند. می بینیم که مردم خواه در شیلی باشند یا آلمان یا پاکستان گویا میل وایده شان یکیست، اگرچه در شیلی و آلمان زنها به حکومت می رسند اما در پاکستان هنوز ترور و تحجر مانع به قدرت رسیدن یا در قدرت ماندن آنان است!

همین صد سال پیش حتا در کشور انگلستان زنان حق رای نداشتند و برای بدست آوردن حق رای کشته و زندانی می دادند. در آمریکای نژادپرست آنروز سیاهان حق استفاده از دستشویی سفیدها را نداشتند! اما امروزِِ روز، مردم آمریکا ورود یک سیاه یا یک زن را به کاخ سفید رویای خود می نامند!

جهان ناگزیر است به جلو حرکت کند و جهان پیش رو جهانی است که اقلیت ها هم می توانند حکومت کنند، آنهایی که تا کنون حقوقشان دیده نمی شد، آنهایی که گاهی چوب اکثریت به فرقشان کوفته می شد و زیر چرخ اکثریت له می شدند.
از زیبایی های جهان امروز یکی هم اینست که اکثریت به اقلیت ها رای می دهد و آن ها را به حکومت دعوت می کند، نفس این ایده زیبا و امید بخش است حتا اگر یک ژست سیاسی باشد!


Labels: ,

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است