بادبادک باز

قیلم" بادبادک باز" The Kite Runner بر اساس رمان معروفِ "خالد حسینی" نویسنده افغانی تبار ِ مقیم آمریکا ساخته شده. این رمان مدت ها در شمار پرفروش های آمریکای شمالی قرار داشته و به چهل و دو زبان از جمله فارسی نیز ترجمه شده. " بادبادک باز" روایت جسورانه ای از زندگی در افغانستان است، کشوری که سال هاست در آنجا قوم گرایی، نظامی گری و قشری گری رودروی انسانیت ایستاده. فیلم زندگی سه نسل را نشان می دهد، مردمی که جنگ، آوارگی و نا آرامی روز به روز فاصله ی آنان را با جهانیان بیشتر و بیشتر کرده است.
رمان" بادبادک باز" از نگاه سینمایی امکان آن را دارد که فیلم بهتری از آب درآید. کارگردان فیلم مارک فوستر می توانست از این رمان فیلم بهتری بسازد. فیلمی که از زبان سینما بهره ی کافی برده باشد، اما" بادبادک باز" بیشتر به یک فیلم مستند می ماند تا یک رمان سینمایی. در رمان ِ اصلی سکانس ها و نماهای دراماتیک بسیار است اما این نماها در قالب فیلم از دست رفته و خشک و بی احساس و مستند گونه بازگو می شود. از آنجا که زبان اصلی فیلم و بازیگران آن در بیشتر سکانس ها فارسی است، شاید نا آشنایی کارگردان به زبان فارسی باعث شده نتواند بازی سازخوبی باشد و در پرورش کاراکترها و موقعیت ها نانتوان بماند. در فیلم بخش مهمی همچون گرفتن ویزا از سفارت آمریکا و گنگ شدن پسرک حذف شده. کوتاه سخن اینکه "کارگردان نتوانسته همچون یک رهبر ارکستر تمام سازهای یک رمان خوب را به خدمت بگیرد و یک سمفونی سینمایی با آن بسازد."
اگرچه در فیلم" بادبادک باز" بازی خوب و قابل قبولی از همایون ارشادی و دو کودک فیلم حسن و امیر می بینیم. اگرچه لوکیشن ها دقیق و واقعی انتخاب شده و ساختگی نیست، اگرچه موزیک متن، گریم و صحنه آرایی فیلم تک به تک خوب است و اگرچه فیلم در اندازه ای هست که کاندیدای جایزه گلدن گلوب باشد.
فیلم "بادبادک باز" را باید دید حتا اگر به اندازه ی خواندن کتابش از دیدن قیلم لذت نبریم. بی گمان چه فیلم را ببینم وچه کتاب را بخوانیم، در پایان کار ِ "خالد حسینی" ستودنی است.
رمان" بادبادک باز" از نگاه سینمایی امکان آن را دارد که فیلم بهتری از آب درآید. کارگردان فیلم مارک فوستر می توانست از این رمان فیلم بهتری بسازد. فیلمی که از زبان سینما بهره ی کافی برده باشد، اما" بادبادک باز" بیشتر به یک فیلم مستند می ماند تا یک رمان سینمایی. در رمان ِ اصلی سکانس ها و نماهای دراماتیک بسیار است اما این نماها در قالب فیلم از دست رفته و خشک و بی احساس و مستند گونه بازگو می شود. از آنجا که زبان اصلی فیلم و بازیگران آن در بیشتر سکانس ها فارسی است، شاید نا آشنایی کارگردان به زبان فارسی باعث شده نتواند بازی سازخوبی باشد و در پرورش کاراکترها و موقعیت ها نانتوان بماند. در فیلم بخش مهمی همچون گرفتن ویزا از سفارت آمریکا و گنگ شدن پسرک حذف شده. کوتاه سخن اینکه "کارگردان نتوانسته همچون یک رهبر ارکستر تمام سازهای یک رمان خوب را به خدمت بگیرد و یک سمفونی سینمایی با آن بسازد."
اگرچه در فیلم" بادبادک باز" بازی خوب و قابل قبولی از همایون ارشادی و دو کودک فیلم حسن و امیر می بینیم. اگرچه لوکیشن ها دقیق و واقعی انتخاب شده و ساختگی نیست، اگرچه موزیک متن، گریم و صحنه آرایی فیلم تک به تک خوب است و اگرچه فیلم در اندازه ای هست که کاندیدای جایزه گلدن گلوب باشد.
فیلم "بادبادک باز" را باید دید حتا اگر به اندازه ی خواندن کتابش از دیدن قیلم لذت نبریم. بی گمان چه فیلم را ببینم وچه کتاب را بخوانیم، در پایان کار ِ "خالد حسینی" ستودنی است.

وب سایت رسمی فیلم
مصاحبه با خالد حسینی
ما، بادبادک باز و خواننده غربی / ناصرغیاثی
وبلاگ یک پزشک / کتاب / فیلم










