آب و گل: January 2007

Wednesday, January 31, 2007

سده همان سدمین است

...به اميد روزي که به جاي همه سوگ ها سور بنشيند و ميهن ما بهاران در بهاران باشد.
به گمان من بهترين تعريف سده ، همان سدمين روز زمستان بايد باشد. مشکلي که در تعريف اين جشن و جود دارد اين است که دريافت "سدمين" روز زمستان در همه جاي سرزمين ايران هموار نيست . اولين کساني که جشن سده را پايه گذاشته اند در نواحي مرکزي ايران و تقريبا فارس و اصفهان کنوني زندگي مي کرده اند. در اين نواحي و به ويژه فارس و تخت جمشيد و پاسارگاد زمستان ١٥٠ روزه – اول آبان تا آخر اسفند- و تابستان ٢١٠ روزه – از نوروز تا پايان مهر - مفهوم پيدا مي کند.شرايط اقليمي تهران امروز يا خراسان و خوزستان متفاوت از آن نواحي است ...


سده همان سدمین است / مشق

Labels:

Monday, January 29, 2007

پسر مهاتما گاندی و دختر مارتين لوترکينگ در هلند

" تو لازم نیست که جهان را زیر و رو کنی تا تغییری در آن ایجاد کنی. کاری را انجام بده که برایت میسر است هرچند خیلی کوچک باشد." از توشار گاندی
...توشار گاندی نوه ۴۷ ساله گاندی و یولاندا دنیس کینگ دختر ۵۱ ساله کینگ به این عقیده هستند که "تاثیرتلاش های ماهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ در جهان هنوز قابل احساس است." ...

مصاحبه فلوریس اکرمان ، ترجمه سارا محمدی / رادیو زمانه

Labels:

زادروز محمدعلی و سالمرگ تختی

يک گنجشک است وقتی روی پاهایش می جهد، سبک و سرخوش
مثل یوز پلنگ است وقتی بر سرت می پرد، فرز و خطرناک
همچو يک فيل است وقتی مشتش به سویت پرتاب می شود
اما حالا مسابقه تمام شده، یک پروانه دارد به طرف ما می پرد خوشرنگ

همه اينا را گفتم هنوز محمدعلی را نشناخته ای
مثل خوب ترين آدماست، قلبش از طلاست
سرت را بذار روی سینه اش، نترس
براش بگو عمو جو چطو از گشنگی مرد
اون يک گنجشکه، قلبش از طلاست...


مجموعه مقالات / مسعود بهنود

Labels:

Sunday, January 28, 2007

روزمره گی زیر صفر

یک شنبه ست، برف می بارد به روی خار و خاراسنگ، دو سه روز گذشته هوا خیلی سرد بود، تا منهای 26 را هم از برکت باد شمالی تجربه کردیم. سرمای اینجا اما قابل تحمل است، از این هم سردتر شود باز آب از آب تکان نمی خورد(چو ن معمولا" آب وقتی یخ می بندد دیگر تکان بخور نیست!)، امکانات وبرنامه ریزی شهری چنان است که میتوان با این سرما کنار آمد، چنان که وقفه ای در کار و زندگی ایجاد نشود. مردم همه جا در مورد هوا سخن می گویند ، تیکه می پرانند و به هوا کنایه می زنند، اما زندگی ادامه دارد و چیزی متوقف نمی شود.

خوب، گفتم که یک شنبه ست من هم یک سر، دارم و هزار سودا. دو سه تا نکته را بگویم و بروم.

اول- اگر دوست دارید در مورد روز تولد خودتان مطلب بیشتری بدانید، سری به اینجا بزنید، لینک و آدرس و توضیحات کامل همراه با لینک اضافی هم از آ قای علیرضا خان مجیدی ست.

دوم- خوشا به سعادت مردم آلمان! گویا آنجا گاهی از آسمان پول می بارد.

سوم-معادل فارسی کلمه ی Labels به نظر شما چیست؟ منظورم لیبل این پایین ست به معنی عنوان یا تیتر.

Labels:

Thursday, January 25, 2007

داستان ساخت یک مجسمه


کارگاهی در شيکاگو در حال ساخت مجسمه هايی است که قرار است ماه آینده در مراسم سينمايی اسکار به برندگان اين جايزه اعطا شود. تمام مجسمه های اسکار 24 دوره گذشته را " آناکلدو مدينا" (عکس) ساخته است.
داستان ساخت یک مجسمه / بی بی سی

Labels:

Tuesday, January 23, 2007

کارتون


در کانادا کتاب ها و مجله های کارتون یا کمیک استریپ در شمار پر طرفدارترین ها هستند، اگر چه کودکان و نوجوانان بیش از دیگران مخاطب این گونه کارتون های نوشتاری هستند اما، کمیک استریپ محدوده سنی خاصی ندارد و در زمینه های گوناگون و با مخاطب قرار دادن گروه های سنی مختلف منتشر می شود.
پیش از انقلاب در ایران نیز کتاب های کارتون منتشر می شد و گروهی از مجله ها چند صفحه را به چاپ اینگونه کارتون ها اختصاص می دادند. مجله ی کیهان بچه ها آن زمان سریال کارتونی تارزان یا تن تن را چاپ می کرد، که دلچسب، شیرین و پرکشش بود. اما گویا این یک قلم هم طاغوتی و یاقوتی از آب در آمد و توجه چندانی بدان نشد ، در اینجا به چون و چرای آن کار ندارم و خود بحث مفصلی ست که باید اهلش به آن بپردازند، اما قصدم از این یادآوری کار زیبایی ست که زیگزاگ آغاز کرده و در نوع خود بکر و ابتکار بجا و قابل توجهی ست، اگر فرصت کردید نگاهی به آن بیاندازید خالی از لطف نیست.

در آن زمان به انیمیشن تلوزیونی و کارتون می گفتند "مضحک قلمی".(با زبان کودکانه و گفتگو می گفتیم "موزیک قلمی"). این کلمه اگر چه معادل گویایی برای کارتون هست اما یک ترجمه عربی ست نه فارسی و جایی که معادل فارسی نداریم چه بهتر کلمه ی انگلیسی را بکار ببریم، دست کم تعداد بیشتری از مردم دنیا آن را می فهمند و کاربرد بیشتری دارد.

Labels:

Sunday, January 21, 2007

زمستانه






Markham, Ontario
سردی غروب یکشنبه،
خاکستری که در اجاق به جا مانده
هیمه ای که دیگر نمی سوزد،
و نگرانی از آتشی که زیر خاکسترست.
غروب و غربت و سرما.

Labels:

Saturday, January 20, 2007

نادیده هایی از روسیه


امام زاده ای که هرگز شفا نداده و طناب پوسیده ای که باآن فقط می توان به قعر چاه سقوط کرد!
آفتاب

Labels:

Friday, January 19, 2007

نمونه کارهای شادی قدیریان در نمایشگاه" دبی"



رادیو فردا

Labels:

Thursday, January 18, 2007

رتبه ی اقتصادی

رتبه ی 150 برای ایران در میان 157 کشور جهان!
بنیاد معتبر هریتیج این رتبه بندی را بر اساس آزادی اقتصادی در کشورهای جهان و با در نظر گرفتن شاخص هایی چون وضعيت كسب و كار، نيروی كار، بازار‌های مالی و آزادی سرمايه ‌گذاری همه ساله منتشر می کند.
ده کشور اول فهرست به ترتیب این ها هستند:
هنگ کنگ، سنگاپور، استرالیا، آمریکا، نیوزلند، انگلیس، ایرلند جنوبی، لوگزامبورگ، سویس، کانادا.
هنگ کنگ سیزده سال پی در پی از جایگاه نخست تکان نخورده. در میانه ی همین سیزده سال انگلیسی ها هنگ کنگ را به چین تحویل دادند، اما این تحول سیاسی نیز اثری بر پویایی اقتصاد این باریکه شهر در خاور دور نداشت.
دنیای اقتصاد

Labels:

Saturday, January 13, 2007

هویت زنانه

...آگهی هايی که با برنامه های چند ثانيه ای و در فرآيند تکرار همواره زنان را در کنار ماشين ظرفشويی و جاروبرقی و تلفن ، ظرف ، پودر و ظروف و سينک آشپزخانه و رب و سس نشان می دهد و مردان را در بانک ها و کارخانه ها و بيمارستان و مراکز تجاری و انواع و اقسام فعاليت های اجتماعی و اقتصادی و سياسی. برنامه هايی که دختربچه ها در کنار مادر بخوبی وظايف آينده خود را تمرين می کنند تا پا جای پای مادران خود قرار دهند و به عبارتی با تصويرسازی از مردان قوی و عاقل و جسور و مدير و مدبر در مقابل زنان احساساتی و خرافاتی و تجملاتی و ترسو و پر حرف بی طرفی جنسيتی در رسانه ملی را زير سوال برده و بر يکی ديگر از مصاديق تبعيض جنسيتی صحه بگذارد....

صدا و سيما و هويت زنانه، فريبا داودی مهاجر / گویا

Labels:

Friday, January 12, 2007

عکس




تورنتو تابستان 2006

Labels:

Monday, January 08, 2007

ممنوع اما فراوان، با بهای متفاوت

... آبسولوت که در فرانسه به قیمت 12 یورو ( معادل 15هزار تومان) عرضه می شود در کوچه پس کوچه های ایران بین 24 تا 28 هزار تومان به فروش می رسد. شراب نیز به قیمت 18 تا 20 هزار تومان فروخته می شود که نسبت به کشور سازنده اش گران تر یا ارزان تر است. آبجوهای آلمانی نیز طرفداران زیادی دارد و به قیمت 3 تا 10 هزار تومان ـ نوع اعلایش تا 30هزار تومان هم می رسد- فروخته می شود.... منصور یک اسب دارد که با افتخار آن را "مرسدس بنز" خود می نامد. این اسب می تواند دویست کیلو بار ببرد و در پیمودن کوره راه های کوهستانی به شدت چابک است. او بطری های ویسکی را در عراق به 35 دلار می خرد و در ایران به صد دلار می فروشد. در بازار سیاه ایران یک بطری ویسکی حتی تا سیصد دلار به فروش می رسد...

بهروز علیزاده / روز

Labels:

بدنبال خوشبختی


بدنبال خوشبختی
The Pursuit of Happyness فیلمی که این روزها روی اکران سینماهای آمریکا و کاناداست، نگاهی واقع گرا به جامعه آمریکا دارد.فیلم دست و پا زدن و کشمش بی پایان میلیون ها آمریکایی برای زندگی در جامعه سرمایه داری، جایی که هیولای فقربا غول ثروت زیر یک سقف با هم زندگی می کنند را به روشنی و عریان به تصویر می کشد. تلاش مداوم برای حل کردن پازل زندگی، چالش اصلی آدم های متوسط جامعه. آدم هایی که برای خوشبختی باید به کلوپ سرمایه داری بپیوندند و در ماراتونی نفس گیر با یکدیگر به رقابت بپردازند.

فیلم زندگینامه واقعی یک مولتی ملیونر آمریکایی ست. کریس گاردنر (ویل اسمیت) بازاریاب ناموفق یک دستگاه اسکنرپزشکی ست، اسکنری که به اندازه یک چرخ خیاطی حجم دارد و کریس ناچارست همه جا آن را با خود حمل کند و چارچشمی مواظب باشد تا کارتن خواب ها آنرا ندزدند. اجاره خانه عقب افتاده و ماشین کریس را بخاطر نپرداختن برگ های بی شمار جریمه ضبط کرده اند و تنها دلیل ماندن همسرش لیندا(تاندی نیوتن)، فرزند پنج ساله آنها کریستوفر(جودن اسمیت) است. درست در آستانه مصاحبه برای گرفتن یک کار تمام وقت همسر کریس اورا ترک می کند، پلیس بخاطر نپرداختن برگ های جریمه دستگیرش می کند و صاحب خانه اورا را از آپارتمانش بیرون می اندازد. کریس برای گرفتن کار جدید ناچار است شش ماه دوره ببیند تا از میان بیست نفری که این دوره را خواهند دید برگزیده شود، پس از آن خواهد توانست بعنوان دلال بازار بورس در شرکتی تمام وقت کار کند...

کارگردان چهل ساله ایتالیایی " گابریل ماکینو" گام نخست را در هالیود محکم برمیدارد. ویل اسمیت چهره ای تازه ازخود را به نمایش می گذارد ودست پسر کوچکش را هم می گیرد و به عالم سینما وارد می کند. فیلمبرداری فیلم درخشان است.
فیلم بدنبال خوشبختی برای کارگردانی و بازیگری کانیدای جایزه معتبر گلدن گلوب است.

وب سایت رسمی فیلم

Labels:

Sunday, January 07, 2007

صبح زود

یکشنبه ست صبح زود! هرگز یاد نگرفتم که روز را تا لنگ ظهر بخوابم،
حتا اگر شب دیر خوابیده باشم!
ایران که بودیم صبح زود میزدم بیرون گاهی برای کاری، گاهی هم برای حلیم و کله پاچه و آش!
کم خوابیدن و سحر گاهان بیدار شدن را برای خود حسن نمیدانم و غبطه آنها میخورم که راحت و کامل می خوابند ، اما چه کنم که نمی توانم؟
صبح زود است و کنجکی. خواندن خبرها وب سایتها وبلاگ ها و کتابی و روزنامه ای یا انتشار پستی.

از شاخه ی فرانسه دستور رسیده بود که آچار فرانسه بردارید این بغل را نو و نوار کنید، ما هم چشم و گوش بسته اطاعت کردیم!

الان که پست را به هوا می فرستم، دیگر صبح زود نیست!

Labels:

Tuesday, January 02, 2007

درباره ی هوشنگ گلشیری


...
گلشیری دیگراعتقادی به این‌ها نداشت:«آدم ِ معمولی ِمتوسط ِ این جهان دیگر لازم نیست زندگی‌اش را براساس چنین اوتوپیایی تنظیم کند. انسان می‌داند که نمی‌شود زندگی را ناگهان تغییر بدهی، که نمی‌شود یک‌باره جهان را برای ابد به نظم دربیاوری، می‌داند که این خطرناک است. هرگونه حکمی که برای ابد اعتبار داشته باشد، خطرناک است. ادبیات ِ واقعن مدرن این است: از هر دو قطب ِ پیشگویی ِ آسمانی فاصله گرفتن، هم از قطب ِ مثبت و هم از قطب ِ منفی. نیچه مرد بزرگی بود، اما از درون تفکرش فاشیسم شکل گرفت و از درون ِ مسیحیت، قرون وسطا وآدم‌سوزی و از اسلام ِ یک‌سویه (به قول خودش) همه‌ی آن ‌چیزهایی که امروز می‌بینیم. آدم می‌تواند پای اعتقاداتش بیایستد، هر روز عبادت کند، با خدا رابطه داشته باشد و غیرو. اما اگر کسی این را به جامعه منتقل کند و بگوید: من نماینده‌ی خدا هستم، باید او را به تیمارستان فرستاد و یا دستکم مراقبش بود. چرا که برای جامعه‌ی انسانی ایجاد خطر می‌کند». در کنار راین درباره‌ی چنین موضوعاتی حرف می‌زدیم...


نوشته ای از نوید کرمانی، ترجمه: ناصر غیاثی / رادیو زمانه
عکس بالا از رضا دقتی

Labels:

Monday, January 01, 2007

آغاز سالی ولرم!





تورونتو یک کریسمس و آغاز سال نو کم نظیر را پشت سر گذاشت. سالی با کریسمسی که برف نیامد و هوا بهاری بود، چمن ها که در این فصل همیشه خشک و سیاهند امسال همچنان سبز در دامن زمستان نشسته اند!
هوای روز آخر دسامبر 9 درجه بالای صفر و گرگ ومیش بود . هنگام تحویل سال نو نم نمک بارانی می بارید و بیش از چهل هزار نفر در میدان ناتان فلیپس( میدان اصلی شهر که اینگونه مراسم برگزار می شود ) گرد هم آمدند و با آغاز سال نو هر کس بغل دستی خودش را در آغوش گرفت و بوسید.

سال نو میلادی هر کجا هستید مبارک و بقول قدیمی ها امید که دراین سال آبتان سرد و نانتان گرم باشد.

Photo: Toronto Star

Labels:

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است