آب و گل: August 2006

Thursday, August 31, 2006

کلام عارفان پارسی‌گوی در آثار نجيب محفوظ


نجيب محفوظ، نويسنده‌ی نامدار مصری و برنده جايزه نوبل ادبيات سال 1988 ميلادی، در سحرگاه روز چهار شنبه 30 ماه اوت 2006/ هشتم شهريورماه 1385 در سن 94 سالگی ديده از جهان فرو بست. با مرگ نجيب محفوظ يکی از برجسته‌ترين داستان‌سرايان معاصر شرق و شايد "آخرين نواده‌ی شهرزاد قصه‌گو" از ميان ما رفت.
...
خسرو ناقد

Labels:

Tuesday, August 29, 2006

عزت

عزت به حرف کسی گوش نمی دهد، فقط یکریز حرف می زند. گویا با همان دو کلمه اول فهمیده چه می خواهی بگویی. آنوقت رشته کلام را به دست می گیرد و با فشار روی کلمه ها و بالا و پایین کردن آهنگ صدا پشت سر هم از چیزی تعریف می کند. در حرف های عزت این کلمه ها را بارها و بارها می توان شنید:
اگر بدانی!
شما که نمی دانید
خدا می داند
نمی دونید چقدر..
نمی تونید بفهمید

هیچکس مانند عزت اینهمه از عدد و رقم کمک نمی گیرد:
یک ملیون آدم دیشب اومده بودند مهمونی اصغر آقا.
چی جعفر پولداره؟ پولدار چیه بگو تریلیاردره!
صدهزارتا ماشین پشت چراغ خطر گیر افتاده بود.
با همین تلفنی که زدم پونصد تا کار انجام شد.
این هفته صدهزار ساعت کار کردم.
یک میلیارد آدم اومده بود تماشا.

گاهی عدد و رقم جوابگو نیست آنوقت عزت دست بدامن زمین و زمان می شود از جهان و کهکشان و بی نهایت کمک میگیرد:
بی نهایت زیبا بود.
اگه همه کهکشان رو هم بگردی نمیتونی یه جایی به زیبایی فلان جا پیدا کنی.
حیات خونه ما یه جنگل درخت توشه!
یه دریا آب خوردم، بعدشم یه اقیانوس ...

عزت از صفت تفضیلی به نحو شایسته ای استفاده می کند:
بهترین روز زندگیم همین امروز بود.
خوشمزه ترین غذای دنیا رو بغل خونه ما داره.
باهوش ترین بچه های دنیا همکلاسی های ما بودند.
بیشترین املاک رو اون زمان ما تو ایرون داشتیم.

ولی عزت هیچ کدام از کلمه ها را به اندازه" فوق العاده" و" بی نظیر" بکار نمی برد. عزت همیشه از چیزهایی سخن میگوید که در عمرش نظیر نداشته یا فوق العاده بوده است.
کافی ست شما از چیزی تعریف کنید و بگویید فلان فیلم خوب بود
عزت میگوید چی خوب بود، کجای کاری بی نظیره !
آنوقت است که شما احساس شرمساری می کنید و احساس می کنید فیلم را درست یا به اندازه کافی نفهمیده اید یا در درست بیان کردن مطلب کوتاهی کرده اید.

عزت مقیاس های مخصوص به خود دارد، چیزی که نه عدد و رقم است و نه صفت تفضیلی:
یه "چش بهم زدن" از این جا میرم ایرون و بر میگردم.
چی پزشکی خوندن سخته؟ ای بابا این که مث "آب خوردنه".
کاری نداره تو اراده کن یه "بشکن زدن" کار درسته.

وای به روزی که عزت بخواهد از چیزی یا کسی بد بگوید:
افتضاحه، آشغاله، کثافت مطلق، گه به تمام معنا، دیوانه اساسی و...
در عمرم چیزی به این بدی یا آدم به این احمقی یا غذا به این شوری ندیده بودم.
البته اینجا هم از عددها، رقم ها، کهکشان ها، و ترین ها کمک میگیرد.

وعده های عزت را هیچ وقت جدی نگیرید، اگر در میان جمعی به شما گفت برایتان کار نان و آب داری سراغ دارد و از همین فردا مشغول کار می شوید، یا بذل و بخششی کرد وقرار شد فردا برای دریافت آن مراجعه کنید، یا ازشما دعوت کرد به خانه اش بروید، همه اینها را باید روز بعد با یک مکالمه تلفنی تایید مجدد کنید. این مکالمه یا وصل نمی شود یا بدترین بدشانسی عالم را آورده اید و داستان منتفی ست.

وقتی عزت حرف میزند ما سرمان را یکریز تکان می دهیم و حرف هایش را تایید می کنیم. گاهی دهانمان باز می ماند و همیشه تبسم می کنیم.
بقول ممد " عزت تو حرف زدن خداست!"

Labels:

Sunday, August 27, 2006

فیلم فارسی


تیرام ...تیرام...آخ ..جون...
وقتی فیلم آبگوشتی هالیودی نگاه می کنیم، چرا فیلم آبگوشتی وطنی نگاه نکنیم؟
هفته گذشته یکی از سالن های سینما سیلور سیتی تورنتو پر از ایرونی بود، یه عالم دوست و آشنا دیدیم ، بدک نبود، برای اینجا و اونم فیلم ایرونی میشه گفت ...ای ...شلوغ هم بود.

فیلم اول می خواسته مردمو بخندونه، که حسابی میخندونه، دوم می خواسته گیشه رو داشته باشه که به این هدف دومی هم رسیده، اولین سوال هر کسی اینجا فیلم رو می بینه اینه که چطور گذاشتن این فیلم رو بسازن؟
به زیر نویس انگلیسی فیلم کمتر کسی توجه میکنه، اما اونم خنده دار بود!

راستی سینما سیلور سیتی قلهک چی شد؟ هنوز هست؟

Labels:

Saturday, August 26, 2006

آن جا

...
این‌جا شهری که من دیدم و می‌بینم، پرسروصدا، شلوغ و آشفته است.
ناصر غیاثی

Labels:

Friday, August 25, 2006

درویشی و اقلیمی

در ستون دیدنی و خواندنی های اینجا ضمن آنکه وبلاگ هایی را که میخوانم یا به آنها سر میزنم به تدریج می آورم، تلاش خواهم کرد از سلیقه های گوناگون آنجا باشد، اگر حتا با افکار و نوشته های آنها مواقق نباشم.
در دنیای مجازی به هیچ جبهه و مرزبندی یی برای بیان اندیشه ها اعتقاد ندارم، مگر نه اینست که همه حق حرف زدن دارند.
از تنگ نظری باید بیزاری جست.
وقتی گروهی را میبینم که یکدیگر را تحمل نمی کنند و انتقاد را خوش نمی دارند یا در عالم نوشتن تروریستی عمل می کنند و پرخاشگرند و به دیگران به سادگی هر وصله ای می چسبانند، فکر میکنم که براستی ما درویشانی هستیم که نه گلیم، در اقلیمی نمی خسبیم!

Labels:

Monday, August 21, 2006

نقطه

میگفت اینجا چه کاره ای؟
گفتم حق آب و گل دارم. نه بیشتر، ونه کمتر.

Labels:

Sunday, August 20, 2006

مرگ در ۲۸ مرداد: شعبان جعفری در لس آنجلس درگذشت

شعبان جعفری، زورخانه دار و باستانی کار ايرانی که بيشتر به خاطر حضورش در حرکات سياسی شهرت داشت، در اولين ساعات ۲۸ مرداد 1385 خورشيدی، در هشتاد و پنج سالگی در لس آنجلس درگذشت؛ درست در سالگرد روزی که پنجاه و سه سال قبل سرنوشت سياسی وی به آن بسته شد.
...
بی بی سی / مسعود بهنود

Labels:

Saturday, August 19, 2006

روزمره گی

اول اینکه بلاگچین که لینک آن همین بغل هست کاری حرفه ای و حسابی است، دست اندر کارهای بلاگچین را نمی شناسم اما کارشان تمیز و حساب شده است . صمیمانه برای آنها آرزوی موفقیت دارم.

دوم اختیار راه اندازی این بغل را سپرده ایم به ورثه ویک ریز آنرا انگولک میکنند، هنوز انتظاری که داشتم برآورده نشده!
میخواهم با سیستم بلاگ رولینگ بروز شدن لینک ها نشان داده شود، این کار با نوشته فارسی امکان پذیر نیست، اما با حروف انگلیسی میشود! اشکال کار اینست که لینک ها را فارسی تایپ می کنیم، اما پس از انتشار حروف فارسی را نمی شناسد و حروف را چیزی شبیه زمان هخامنشیان به خط میخی تحویل میدهد که گمان نمی کنم کسی این روزها سواد خواندن آنرا داشته باشد(!)
از علی عزیز هم سپاسگذارم راهنمایی ها را بکار بستیم اما همچنان نشده.

سوم شنیدید که "فیل مرده و زنده ش یه قیمته" حالا حکایت اینه

Labels:

Friday, August 18, 2006

مویه ای باز از دور، برای گلستانمان


...
نیروها آمدند از همه جا. از محیط زیست، منابع طبیعی، هلال احمر، فرمانداری تمام شهرستان های استان گلستان، راه و ترابری و نیروی انتظامی، بسیج، مردم، جهاد كشاورزی، تیپ شش زرهی عمار یاسر، تیپ یكم نینوا، لشكر ۲۵ كربلا، پادگان گنبد، پادگان نوده و تیپ دو بجنورد از لشكر ۳۰ پیاده ارتش آمدند و با كمترین امكانات شروع به خاموش كردن آتش كردند. با بیل و سمپاش های پشتی كه داخل آن آب می كردند و روی آتش می ریختند. البته این سمپاش ها ۱۰ تا بیشتر نبود
...۴۰۰هكتار از ۹۲هزار هكتار اراضی پارك ملی گلستان دچار آتش سوزی شد كه این مقدار به صورت لكه ای و نقطه به نقطه بود و از این مقدار ۲۰۰ هكتار آن به صورت ۱۰۰ درصد سوخت و نابود شد

...
روزنامه شرق/ سیاوش کیانی پور

Labels:

Thursday, August 17, 2006

رادیو هنوز رادیوست

نسخه آزمایشی برای رسانه در شرف انتشار، جایی برای آزمون و خطاست و فرصتی برای شناخت راه و چاه. زمانی میتوان انتظار داشت نسخه های آزمایشی به هدف خود نزدیکتر شود که آن را به معرض داوری و انتقاد بگذاریم و از انتقادها نهراسیم وبه دیدگاه های مختلف میدان دهیم.
در واقع آنچه ما را رشد خواهد داد به به و چه چه رفقا و دوستان نیست، انتقاد و ایرادهایی است که ما را به نسخه قابل قبول اصلی نزدیکتر می کند. این نیاز زمانی بیشتر میشود که بدانیم نسخه های آزمایشی چه از نظر فرم و چه از نظر محتوا جا نیفتاده و تا نسخه های قابل قبول هنوز فاصله دارد.

دیروز در بخش «آخرین نوشته» نسخه آزمایشی رادیو زمانه مقاله ای خواندم با عنوان "رادیو رسانه زهوار در رفته" که جای نقد و بحث بسیار دارد.

اول اینکه نویسنده اصل و ماهیت رادیو را در این زمانه منکر میشود و رادیو را رسانه ای زهوار در رفته میداند که این خود نقض غرض است یعنی ما اینجا جمع شده ایم که رسانه زهوار در رفته تحویل مردم بدهیم!

دوم رادیو را رسانه پیرمرد ها میدانند و دوران آنرا تمام شده می پندارند. در حالی که رادیو رسانه ای است که نه تنها محدود نشده بلکه بسیار گسترده تر از سی سال پیش مورد استفاده قرار میگیرد. میلیونها ماشین سواری در همه جای این کره خاکی گوش به ایستگاه های رادیویی می سپارند و هنوز رادیو در شمار رسانه هایی است که بیشترین مخاطب ها را به خود اختصاص میدهد. دسترسی به رادیو آسان تر و ارزان تر از هر وسیله دیگر است و بیشترین مخاطب را در همه جای جهان از جمله ایران دارد. در ایران مردم براحتی داخل اتومبیل یا خانه در سفر و محل کار رادیو لندن ( به قول خودشان) گوش میدهند و آخرین باری که ایران بودم برایم جالب بود که چقدر رادیو فردا فراگیر شده وبراحتی امواج آن به اتومبیل های درحال حرکت میرسد و اغلب رادیو ماشین ها به این دو رادیو دسترسی دارند نه دیش میخواهد نه اینترنت ویرلس.

سوم فرموده اند " نوستالوژی هایمان را دور بریزیم."
به چشم. فقط بفرمایید کجا باید آنها را دور بریزیم تا فورن اقدام شود!
حالا نوستالوژی بدبخت این وسط چه گناهی کرده که باید آنرا دور بریزند، و اصلن نوستالوژی چه ربطی به این مطلب دارد، معلوم نیست. فقط همین نکته را یادآوری باید کرد که پایه و اساس هر کار هنر مندانه ای در نوستالوژی است و شاهکار های جهان با اتکا به همین چیزی که میفرمایید بریزیم دور ساخته شده است.

چهارم گویا آنروز گوگل برای ایشان یک لینک تبلیغاتی فرستاده"تبلیغ یک دستگاه کوچک که توی مشت جا می‌گیرد. این دستگاه کوچک هم عکس می‌گیرد هم فیلم پخش می‌کند هم متن به شما نشان می‌دهد هم می‌توانید با آن رادیو گوش کنید و هم برایتان صدا ضبط می‌کند."
البته این لینک تبلیغاتی را گوگل کمی دیر فرستاده چون همین موبایل هایی را که مدت هاست همه دارند و در ایران هم فراوان یافت میشود همه این کارها را انجام میدهد و توی مشت هم جا میگیرد! نتیجه ای هم که میتوان از این دستگاه گرفت این است که زهوار رادیو در نرفته و در کنار آخرین پدیده های تکنولوژیک هنوز می نشیند. و آنها را کامل تر میکند.

پنجم از رادیوی وبلاگی یا پادکست یادی فرموده اند و با وجودی که معنی آنرا در فرهنگ آکسفورد خوانده اند آنرا جایگزین رادیو می پندارند در صورتی که پادکست میتواند مکمل رادیو باشد اما جانشین آن نیست.
قاطی کردن این دو مثل مقایسه تلویزیون ماهواره ای با ویدیو های خبری کوتاهی است که روی اینترنت میتوان دید.

ششم میفرمایند آمار و ارقام میگوید شنونده های رادیو هر روز کمتر می شود!
نه خیر آمار و ارقام میگویند با اینهمه گسترش ماشین و راحتی دسترسی به ماهواره روز بروز شنوندگان رادیو بیشتر و بیشتر میشوند تا آنجا که مردم حتی با اینترنت هم رادیو گوش می دهند. امواج رادیو با صدها زبان وهزاران کاربرد مثل هوا در همه جا جاری و قابل دسترسی ست. در واقع کاربران اینترنت برشنوندگان رادیو افزون شده اند و بخش بسیار اندکی از شنوندگان رادیو هستند.

هفتم اگر چه کاربران اینترنت روزبروز زیادتر میشوند اما تعداد آنها در مقایسه با شنوندگان رادیو بسیار اندک است، اینترنت به ما کمک میکند با امکانات بیشتر از رادیو استفاده کنیم مثلن مجبور نباشیم خبرهای بی بی سی را حتمن ساعت هفت و چل و پنج بشنویم و هر زمانی خواستیم آنرا بشنویم. میتوانیم با اینترنت برنامه دلخواه خود را در هر زمان انتخاب کنیم. به بیان دیگر اینترنت به ما کمک میکند بهتر و با امکانات بیشتر از همان رادیویی که هست استفاده کنیم .

آخر اینکه آن پیرمرد با آن رادیو ترانزیستوری هنوز مشتری پر و پا قرص رادیو لندن است، جوانان رادیو فردا گوش میدهند، درحال رانندگی ، پخت وپز توی خانه در سفر و هنگام تنهایی. داخل تاکسی و رانندگان جاده ها، در سفرهای طولانی رادیو مونس آدم هاست چه از نظر آگاهی رسانی معمولی، وضع هوا، جاده، یا موزیک و خبر و سرگرمی. رادیو را در همه جا به سادگی میتوان گوش داد جاهایی که استفاده از رادیو اینترنتی هنوز ممکن نیست. و اصولن کاربرد متفاوتی برای رادیو اینترنتی هست که ربطی به کاربرد معمول رادیو ندارد. مثلن از این گوشه دنیا براحتی میتوان رادیوی آن سر دنیا را با اینترنت شنید والخ

مهم این است هدف و مخاطب های خود را درست بشناسیم و تعدادشان را درست بدانیم و رادیو را محدود به دایره وبلاگ ها ندانیم . دایره ای که دسترسی به آن در ایران بسیار مشکل تر از رادیوست و رقم کار بران آن درمقابل شنوندگان رادیو بسیار ناچیز است.
رادیو هنوز رادیوست زهوارش درنرفته و به این زودی ها هم در نخواهد رفت.

Labels:

Monday, August 14, 2006

فتو شاپ و این بار فیدل


...
عکس یکی از اجزای اصلی کار خبری است ، مدتی است که بحث‌های سریالی در مورد اصالت برخی ازعکس‌های خبری به راه افتاده است. در اینجا آخرین مورد آن را به صورت مشروح شرح می‌دهم
...
وبلاگ یک پزشک

Labels:

Sunday, August 13, 2006

تابستان و رنگ



Wasaga beach

Labels:

Friday, August 11, 2006

...؟

سرگرم بازسازی این بفل هستیم، بلاگ رولینگ درست جواب نمیده! موندیم چکارش کنیم...؟

Labels:

سينما در عصر مشروطه


...
آن زمان مظفرالدين شاه برای نخستين بار به اروپا سفر کرده بود. او در اين سفر با سينما و دوربين فيلمبرداری آشنا شد و به ميرزا ابراهيم خان عکاسباشی، عکاس دربار، دستور داد "همه قسم آنها را خريده و به طهران بياورند که ان شاءالله همانجا درست کرده به نوکرهای خودمان نشان بدهيم."
...
روايت نخست حاکی از آن است که با بدگويی گروهی از مردم که تأسيس سالن سينما را بی دينی می دانستند، شيخ فضل الله نوری به تکفير سينما پرداخت و صحاف باشی به ناچار سينمايش را تعطيل کرد. روايت دوم اين است که
...
بی بی سی

Labels:

Wednesday, August 09, 2006

جورج گالاوی ازجنگ میگوید

آش آنقدر شور شده که خان هم فهمیده!
جورج گلاوی نماینده پارلمان انگلیس برضد اسراییل برآشفته و به هواداری از لبنان و حزب الله برخاسته.
با کمی حوصله و دقت
نگاه کنید

Labels:

راه و چاه

مدتی پیش جایی خواندم که وبلاگ را رسانه بی رسانه ها خوانده بود. یکی از وبلاگ ها بود که بخاطرم نیست کدام.*
رسانه بی رسانه ها تعبیر زیبایی از کسانی است که بدون وابستگی به جایی و یا سودای نام و نانی، حرف دل را در این وادی روی داریه میریزند. باید تازه گی و پاکی این دنیای مجازی را به فال نیک گرفت و آن را گسترش داد.
از دیگر سو، وقتی تلویزیون های ماهواره ای ایرانی را نگاه می کنم، و آنهمه ابتذال بیهودگی و یاوه پراکنی را میبینم آرزو میکنم که چنین یاوه پراکنی ، برای یکدیگر زدنها وشانتاژ و لجن پراکنی در عالم وبلاگ نویسی ایرانی هرگز رخ ندهد.

نوشته دیروز مهدی جامی با عنوان ذهن های زیبا نمونه خوب و امیدوار کننده ای ست، که راه و چاه می شناسیم.

* اگر میدانید یا خود میخوانید، اینجا بنویسید.

Labels:

Tuesday, August 08, 2006

نیوزویک مجله ای برای همه دنیا

...
این هفته نامه ۳ میلیون نسخه در آمریكا و بیش از ۴ میلیون نسخه در كل جهان چاپ می شود. خوانندگان آن را در آمریكا ۱۹ میلیون نفر و در سراسر جهان ۲۲میلیون نفر تخمین زده اند. مارك ویتاگر در سال ۱۹۹۸ به سردبیری نیوزویك انتخاب شد. وی مسئول...

نوشته مریم علایی راد / روزنامه شرق

Labels:

رادیو زمانه و پیشنهادی چند

رادیو زمانه میتواند در میان اینهمه رادیو اقبال عمومی بیشتری داشته باشد اگر:
• به این واقعیت توجه داشته باشد که مردم از سیاست زده شده اند، و نمیخواهند سیاسی باشند و حرف های سیاسی بشنوند.
• خود را اسیر هیچ نگرش خاص گروهی و دسته بندی نکند، و نقش یک رسانه آزاد و دمکراتیک را بدون گرایش سیاسی خاص بخوبی ایفا کند.
• خواست اکثریت جوان ایران را بداند و با نظر سنجی های مداوم برآورد درستی از درخواست مخاطب های اصلی خود داشته باشد.
• به هفت هنرتوجه ویژه داشته باشد. و با هنرمندان و دست اندر کاران تماس مداوم.(همه ی هفت هنر)
• ادبیات و شعرایران را دریابد ( بهترین رسالت یک رسانه ملی)
• حرمت و حریم ها را رعایت کند(نه به مفهوم ارتجاعی بودن، بی بی سی نمونه خوبی در این مورد است)
• ازدانش و تجربه پیشکسوتان درهر کجا وبه هر گونه که میتواند خود را بهره مند کند.

Labels:

Sunday, August 06, 2006

خانه ای با امیدی




همین حیاط پشتی خانه ای ساخت.
خوشا نسیمی که دیرتر آمد

Labels:

Friday, August 04, 2006

مبارک باشد


پخش آزمایشی رادیو زمانه ساعتی پیش آغازشد
مدیریت این رادیو با مهدی جامی نویسنده وبلاگ سیبستان است. ده سال کار با بی بی سی پشتوانه تجربی جامی ست.
رادیو زمانه می تواند رادیو خوبی باشد اگر...
در مورد این اگر در پست های بعدی می نویسم، نقدن برای دست اندرکاران این رادیو آرزوی موفقیت دارم

Labels:

...فراوان خورند مستانا


در شهر بی در و دروازه تورنتو آدم ناچاره برای رتق و فتق امور ساعت های زیادی را در روز رانندگی کنه، البته بنده چون بیشتر برای فتق امور رانندگی میکنم بطور مبسوطی به رادیو هم گوش میدم، همه اینها را گفتم که بگم این دو روز گذشته خبر مل گیبسون و آن کرکری خواندن های در حال مستی اش مهمترین خبر رادیو بود و هر چند دقیقه یک بار تکرار میشد. باورکردنی نیست روزنامه ها وخبرگزاریها هم از رادیو ها عقب نماندند. هر چه یارو میگه" بابا مست بودم اگر گهی خوردم که فراوان خورند مستانا" ولی کسی گوشش بدهکار نیست
تازه طرف وارد بحث شیرین هولوکاست هم نشده ، وگرنه کار از اینها هم خرابتر بود.

یک نمونه فارسی و انگلیسی مطلب هم اینجاست که میتوانید برای اطلاعات بیشتر بعنوان کوبیده اضافه تقه اش را بزنید.

Labels:

Thursday, August 03, 2006

دانیل یا فیدل؟


دانیل اورتگا در نیکاراگوا، نلسون ماندلا آفریقای جنوبی یا فیدل ؟
کدامیک راه درستی رفتند؟
اورتگا و ماندلا پس از انقلاب با یک انتخاب دمکراتیک از قدرت برکنار شدند و راستی گفتار خود را در مردمی بودن با رفتار نشان دادند.
فیدل اما در سن 80 سالگی به علت بیماری چند هفته ای از قدرت کناره میگیرد و قدرت را به برادر 75 ساله خود می سپارد.
مردم کوبا، با فقر و فلاکت دست وپنجه نرم میکنند تا همچنان فیدل لباس وچهره انقلابی خود را حفظ کند و در توهم سال 1959 بماند.

عکس از روزنامه شرق

Labels:

Wednesday, August 02, 2006

رادیو و ما 2

از کوی و برزن که میگذشتی صدای رادیو طنین انداز بود، خیاط ها و چرخی ها ( تعمیر کاران دوچرخه) بدون رادیوکارشان نمی شد! رادیو آن زمان در دل مردم جایی داشت. ساعت یک ونیم گلهای رنگارنگ، ده شب داستان های شب ( صدای سمفونی شهرزاد از کورساکوف هنوز در گوش طنین میاندازد). لالایی های ویگن (لالایی کن مرغک من دنیا فسانه ست ) و آخر شب ها موسیقی سمفونیک.
هفت ونیم شب ترانه های درخواستی، آرش مهدخت محسن رضا ، محمود الهه مهوش کورش حسین و جلال حسینی، بهناز، مینو، جعفر و جواد از خنج لارستان و زهرا برای نامزدش ازشیراز، ترانه پریای داریوش را خواسته بودند .
برایشان پخش میکرد رادیو. سالهای قبل از 57 را می گویم.
صبحی مهتدی قصه میگفت. صدای خانم عاطفی گرم وشیرین بود. مقبلی، امیر فضلی، نوذری و دیگر صداهایی ماندگارکه جای خالی صدایشان دیگر پر نشد.
سید جواد ذبیحی هم دعای سحر میخواند، ماه های رمضان. جای صدای اورا هم حتا کسی پر نکرد.

Labels:

Tuesday, August 01, 2006

پختیم

پختیم از گرما!
48 درجه س. کولر هم خراب.
بیمه س قرار است شنبه ساعت 3.5 بعداز ظهر تعمیر کار بفرستند!

Labels:

رادیو و ما 1

دو تاچوب بود یکی کوتاه ودیگری بلند، پدرم با میخ از دو تیکه چوب چیزی مثل صلیب درست میکرد. آنوقت چار تا قرقره چینی روی آن سوار میکرد. و قتی با سیم مسی قرقره ها را به هم وصل میکرد، آنتن رادیو آماده میشد وباید در گوشه ای ازپشت بام گلی خانه مان جاخوش کند.

درسالهای اختناق دهه چهل رادیو عراق بود، پدرم بعد از داستان های شب در میان پارازیت های سرسام آوررادیو قدیمیش به سختی آنرا پیدا میکرد تا بشنود در دنیا چه خبر است، از عراق خوشش نمی آمد، اما از صراحتی که در گفتن خبر داشت لذت میبرد.
این بود که با خرخر رادیو ، به پارازیت، ور رفتن با رادیو و دنبال موج تازه گشتن از همان کودکی آموخته شدیم.
بعدها رادیو های دیگر آمد اما هیچکدام، همچون بی بی سی پر مخاطب نبود و نیست.
مردم دنبال خبر درست و بدون سانسورند، یا رسانه ای را می خواهند که آینه واقعی زندگی و دنیای اطراف آنها باشد. رادیو و تلویزیون دولتی، اما انگار مربوط به سیاره ای دیگر است.فیافه گویندگان، لباس پوشیدن و حرف هایی که میزنند با منش و روش اکثریت مردم تقاوت دارد.
اینست که رادیو بی بی سی اعتبار خبری و کاربردی اش از رادیوو تلویزیون و صدا و سیما بیشتر میشود.
شک نکنید، حتا حکومتگران ایران هم شبها رادیو بی بی سی گوش میدهند تا مختصر و مفید بفهمند در دنیا جه خبر است.

راستی علت موفقیت بی چون وچرای رادیو بی بی سی وامروز، روز سایت بی بی سی در چیست؟

Labels:

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است