آب و گل: February 2006

Sunday, February 26, 2006

یادی از دکتر حسابی



روزهای ابتدای اسفند همزمان با یکصد و سومین سالگرد تولد شاگرد"اینشتین" و پدرفیزیک ایران «دکتر محمود حسابی» است.

مطلبی در این مورد از ایسنا بخوانید.

Labels:

اعلانات قدیمه سنه چهل و دو ه.ش















مربوط به سال 1342 منبع : مجله ستاره سینما

Labels:

در صورت حمله اسراییل به ایران حماس برای ما دعا خواهد کرد!

سفر خالد مشعل حاوی پیام های مهمی بود.
گفتگو با دانشجویان در دانشگاه تهران
جمعبندی این سفر در روز آنلاین

Labels:

Saturday, February 25, 2006

...مدام وصل میسر نمیشود !

یکی دو روز است دچار اشکال اساسی در اتصال به شبکه هستیم ! هنوز علت پیدا نشده و نمیدانم چرا ؟؟!!؟؟

نقدن اگر امین الله حسین را تا کنون در سایت بی بی سی ندیده اید سری به آن بزنید!

حالا که زحمت میکشید تا آنجا میروید نگاهی هم به تابلو های رمبراند بیاندازید !

Labels:

Thursday, February 23, 2006

قشریگری وآتش افروزی

بدون تردید خشونت بخاطرمذهب یکی از مهمترین شاخص های عقب ماندگی یک جامعه است. خشونت مذهبی فقط در چند کشور معین وبوسیله فرقه بازانی که قشری گری وتعصب مهمترین ویژگی ذهنی آنان است ، اتفاق میافتد. در این سالها طالبان سر آمد بحران سازی قشری ومذهبی بود ،هزاران جنایت تاریخی را به نام خود به ثبت رساند ، سر بریدن ها ، ازبین بردن مجسمه های بودا تا یازده سپتامبر.
امروز نیز قشریگری در عراق آشوب ها بپا میکند .بمب گذاری در اماکن مقدس شیعیان وبریدن سر خبرنگاران وعملیات نجس و دیوانه وار انتحاری ، که آبروی دین میبرد وحرمت انسانی به خاک وخون میکشد.

ایرانیان اما، هرگز نامشان به قشریگری آلوده نبوده . ایران هماره کشوری باتنوع مذهب ، نژاد و زبان های دیرین و گونه گون بوده وخواهد بود . کلیمی و ارمنی و زرتشتی و چندین و چند فرقه مسلمان آزادانه در کنار هم زیسته اند وهر کدام تاریخی چند هزار ساله در این کشور دیر پا باخود به همراه دارند.

صدها کلیسا و کنیسه و خانقاه با قدمت صدها سال در جای جای شهر و روستای ایران وجود دارد. اینگونه اماکن مورد احترام همه ایرانیان فارغ از مذهب ونژاد بوده و نشان از تحمل وهمزیستی و سعه صدر ایرانی دارد.اگر ایرانی چنین نبود باید تا امروز خانقاه وکلیسا در آتش سوخته باشد ونشانی از هیچیک نباشد. اما در ایران از آتشکده هزاران ساله در یزد تا خانقاه زمان صفی علی شاه در اردبیل همواره از آتش کور قشریگری بدور مانده وجملگی اجزای فرهنگ و تاریخ ایرانند.

امروز گروهی بسیار کوچک چنان عمل میکنند که به اختلاف فرقه ای ومذهبی در ایران دامن بزنند.در واقع آتشی که برحرم امامان افتاد با آتشی که به حسینیه دراویش در قم افتاد هر دو از یک جنس وساختار است .قشریگری کور، فناتیک ومتحجر چیزی که سد راه توسعه وتکامل و پیشرفت است. بنام دین حسینیه آتش میزنند درویشان را میکشند وصدها از آنان را به زندان میاندازند وحسینیه شان را با خاک یکسان میکنند ؟ راستی چند تا ازاین حوادث در تاریخ ایران داریم وبه نام چه کسانی ثبت شده است؟

Labels:

Tuesday, February 21, 2006

پاتیناژ، رقابتی گرم روی یخ سرد

رقص روی یخ ! زیبا ، انسانی و روح افزاست . ورزشی است که با هنر آمیخته .موسیقی جان بخش بارقص هنر مندانه.
این روزها دیدن آن در جریان المپیک 2006 تورینو فرصتی است که نباید از دست داد.

ویدیوی کوتاهی ازآن را باهم روی سایت نیوزویک ببینیم

Labels:

مهاجرت به درون !

مطلب بحران دستاورد از حمید رضا جلایی پور خواندنی است .
این نوشته کوتاه گفتنی بسیار دارد.

Labels:

Monday, February 20, 2006

فرهنگ سازی " اس ام اسی "

مردم ایران خواستگاه خود را همیشه با جوک ، کنایه وشعر وفلکلور بیان میکنند ، نمونه های آن در تاریخ و فلکلور ما زیاداست .دور از انتظار هم نیست ، آنجا که نتوان آزادانه سخن گفت ابزار های سمبلیک رشد بیشتری دارد. فرهنگی که هم اکنون از طریق موبایل وبصورت پیام های کوتاه در ایران شکل گرفته در جهان منحصر بفرد است ! اینگونه استفاده از موبایل یا بقول کانادایی ها سلفون هیج کجای دنیا به این شکل وبا این گستردگی سابقه ندارد !
مطلب زیر را از روزنامه " شرق " در این مورد بخوانیم.

SMS هايتان را فعال كنيد

سيد على ميرفتاح

آقاى كپورچالى: اين SMS هم عجب چيز عجيبى است ها. چه چيزهايى كه براى آدم نمى آيد.
آقاى اميرشاهى: نصف شب بنده را از خواب پرانده اند، برايم مسيج فرستاده اند كه «پارتى ندارى، پرونده ايران را از شوراى امنيت بكشيم بيرون؟»
آقاى مويدى: يك مسيج براى من رسيده بود، همه چيز را با هم قاطى كرده بود. دانمارك را برده بود توى اورانيوم، اورانيوم را برده بود توى يك چيز ديگر.
آقاى اميرشاهى: خواندن SMS هم خيلى سخت است. گز و گاز را يك جور مى نويسند. آدم از كجا بايد بفهمد كه منظور «گز» بوده است يا «گاز»؟
آقاى روشن ضمير: يك مسيج براى من رسيده خيلى چيز بانمكى است. آمده كه هميشه عكس همسرت را توى كيف دستى ات نگهدار و هر وقت دچار مشكل شدى به اين عكس نگاه كن تا بفهمى همواره مشكل اساسى تر و بزرگتر حل نشدنى وجود دارد.
آقاى كپورچالى: فردا فمينيست ها اعتراض مى كنند كه چرا به ساحت زن توهين كرده ايد.
آقاى روشن ضمير: من كه توهين نكرده ام. بروند از دست كسى كه SMS مى فرستد شكايت كنند.
آقاى اميرشاهى: مى گويند توى مخابرات چند نفر نشسته اند دور هم SMS مى تراشند. بعد اين را مى فرستند توى مردم كه شركت مخابرات از تعدد مسيج ها سود ببرد.
آقاى مويدى: فمينيست ها را فراموش كن، شركت مخابرات شكايت نكند؟
آقاى اميرشاهى: اى آقا، من كه نمى گويم، گفتم مى گويند العهده على الرواى.
ميرفتاح: آقاجان، موضوع كم آورده ايد، نشسته ايد SMS براى هم مى خوانيد. فردا به جرم خدشه وارد كردن به عفت عمومى تعطيل مان مى كنند.
آقاى كپور چالى: ما كه هرچه مى گوييم شما به ما گير بدهيد. حداقل توى آن نامه شوراى عالى تر ناظر بر كرگدن نامه ده بند ديگر هم اضافه مى كرديد كه خيال مان راحت باشد.
آقاى اميرشاهى: خوب شد گفتيد وگرنه من يك SMS مى خواستم درباره روز والنتاين بخوانم. نمى خوانم، برايتان فوروارد مى كنم. ضمناً خوانندگان هم مى توانند شماره بدهند، ستون كرگدن نامه را برايشان SMS كنيم.

Labels:

Sunday, February 19, 2006

خرس نقره ای در« آفساید »



دو فیلم از ایران در جشنواره فیلم برلین شرکت داشت .
فیلم « به آهستگی » ساخته مازیار میری در بخش جنبی جشنواره و فیلم « آفساید » جعفر پناهی در بخش مسابقه. هر دوفیلم در مورد « زنان » است .به آهستگی داستان زنی است که یکباره ناپدید می شود وشوهرش پس از جستجوی بسیار اورا مییابد. سنت جامعه مرد سالار حکم به کشتن زن میدهد ، اما عشق وخاطرخواهی مرد حکم به چشم پوشی وگذشت. مرد از زن میگذرد ، میخواهد بااو باشد وزندگی کند !
جعفر پناهی ، برنده خرس نقره ای موضوع جالبی را در آفساید انتخاب کرده است .
در مورد آفساید اینجا بخوانید

Labels:

Saturday, February 18, 2006

زنان در المپیک زمستانی تورینو2007

نقش پر تحرک زنان در رقابت های ورزشی المپیک تورینو ایتالیا دیدنی است !











خبر وعکس ها را در رویترز میتوانید پیگیری کنید.

Labels:

سهم خودمان از بودجه دمکراسی

تقدیم به همه قلم بدستان خارج نشین که غربت ودرد ورنج وقناعت رایکجا تحمل میکنند.


گویا سرکار خانم کاندولیزا رایس خیال دارند 75 ملیون دلار ناقابل در راه دمکراسی در ایران خرج کنند ، اینجانب چون فقط دمکراسی و راه رسیدن به آن را در همین عالم لا یتناهی وبگردی خودمان می بینم تصمیم گرفتم مقداری از این بودجه باد آورده را برای در وهمسایه و برادران وهمشیره های گرام و رفقا و رهروان خستگی ناپذیر که " تونتی فور آورز" زحمت میکشند ، کار سازی کنم . چرا نه اگراین پول عزیر را برای عالم وبگردی که سر و جان فدای دمکراسی میکند خرج نکنند پس دیگر چه غلطی میخواهند بکنند ؟ بنا بر این اینجانب با در نظر گرفتن تمام جوانب و با این هدف که انشاالله تعالی هر چه زودتر ما و رایس عزیز و محترمه باتفاق سایر دوستان به هدفمان که همانا دمکراسی است وبس ، برسیم پیشنهادات زیر ارائه میدهیم امید که این حقیر توانسته باشد ذره ای نه ، حتا قطره ای بزرگ در راه دمکراسی که الهی سر و جان به قربانش بردارد پیروز دمکراسی پاینده هم بی رو در بایستی خودمان چون اگر ما نباشیم دمکراسی گو باشد یا نباشد به جهنم . بهر حال موارد مصرف این بودجه محترمه در عالم وبگردی به شرح زیر میباشد :

1- چا ر پنج هزار دلار از این بودجه دمکراسی را بدهید به « مسعود بهنود » این بنده خدا در آن سرمای زمستان لندن با اتوبوس اینور وآنور میرود . مدتی پیش شبی برای رفتن به سخنرانی دکتر سروش کلی معطل اتوبوس شد وبعد هم بجای اینکه در مورد دمکراسی بنویسد یک عالم در مورد اتوبوس و ایستگاه واین جور مسائل نوشت . بنا براین بودجه را در اختیار مسعود جان بگذارید تا چند بار سوار لیموزین شود وبفهمد یک من لیموزین چند من دمکراسی میدهد!

2- دویست دلار از بودجه را هم به کاریکاتوریست عزیز« نیک آهنگ کوثر » اختصاص دهید ، ایشان بجای کاریکاتور کشیدن وتلاش برای دمکراسی همه اش در این هوای سرد تورنتو سوار دوچرخه اینور و آنور میرود بعد هم بجای آنکه در وبلاگش کاریکاتور بکشد همه اش از پا درد وکمر درد اینجور مسائل مینویسد که در واقع نه تنها دمکراسی را جلو نمیبرد بلکه عقب (!) هم میبرد . بنابراین با این دویست دلار دوچرخه اش را بخرید تا دیگر جایی نتواند برود و بنشیند کاریکاتورش را بکشد .

3- چل پنجاه(هزار) دلار از این بودجه راهم بدهید به آشپز باشی ! بالاخره آشپز خانه دمکراسی خرج دارد ، همین طور مفت ومجانی که نمیشود ! ادویه جات بخصوص با نرخ « اقو » بسیارگران است ، آشپز باشی از صبح تا شب کار و زندگی رها کرده و آش دمکراسی میپزد . البته از ایشان هم انتظار داریم پس از دریافت این بودجه قدری" پیازداغ " دمکراسی را زیاد کند تا کمی لب و لوچه مان چرب و چیلی شود.

Labels:

Thursday, February 16, 2006

وبگردی...

امشب از ساعتی وبگردی خسته و کوفته به « خانه » برگشتم خبری نیست ، خبری هست آتشی زیر خاکستر است شاید « در اجاقی طمع شعله نمیبندد » سکوت است ! سکوت مرگبار همه جا.چه باید گفت ! چه باید کرد ؟ چه میتوان گفت ؟

از پست های پیشین : وبگردی ، ولگردی

Labels:

تکبیر ز اندازه برون شد !

مرگ بر آمریکا ، مرگ برشوروی ، مرگ بر اسراییل ، مرگ بر دانمارک ، مرگ بر نروژ ، مرگ برآلمان ، مرگ بر فرانسه ، مرگ برایتالیا ، مرگ برهند نامرد ، مرگ بر کانادا ، مرگ برمفافقین وصدام ، الله آکبر ...

درضمن مرگ برانگلیس

بزودی مرگ برچین

Labels:

Tuesday, February 14, 2006

سرمقاله شرق سه شنبه 25 بهمن 1384

سرزمين هنوز كشف نشده

فرزانه روستايى

پرداختن به كره شمالى مانند گزارش كردن از كف اقيانوس يا معرفى سرزمين هاى هنوز كشف نشده است. جنوب جمهورى دموكراتيك كره شمالى با يك نوار مرزى نظامى به كره جنوبى ختم مى شود كه هنوز شاهد متراكم ترين منطقه نظامى جهان به لحاظ حجم سيم خاردار، تله هاى انفجارى، برج هاى نگهبانى و گشت سربازان تا دندان مسلح است. در متون كلاسيك روابط بين الملل آمده است كه جنگ سرد دو ويترين متفاوت را در شرق و غرب آسيا اروپا ايجاد كرد. ويترين اول ديوار برلين بود كه اوايل دهه گذشته فرو ريخت و ويترين دوم مرز كره شمالى و كره جنوبى است كه به رغم گذشت ۵/۱ دهه از پايان جنگ سرد هنوز به شدت نظامى است و با همان معيارهاى امنيتى ۵۳ سال پيش پس از جنگ جهانى دوم از آن حفاظت مى شود.
اين بهشت سوسياليسم فارغ از اينكه طى نيم قرن گذشته هيچ گاه كسى فرصت نگاه كردن به درون آن را داشته باشد همواره مدعى بوده است كه شكوفاترين اقتصاد كره زمين را داراست، مردم آن خوشبخت ترين مردمانى هستند كه تاكنون خلق شده اند و صدالبته كيم ايل سونگ شيفته سوسياليسم، هوشيارترين سياستمدارى است كه تاكنون ملتى را اداره كرده است.
در ميان تبليغات معدود ايستگاه هاى راديو تلويزيونى كه همگى دولتى اند و اندك روزنامه هايى كه در جمهورى دموكراتيك كره شمالى منتشر مى شود گفت وگو و خبر و تصويررسانى پيرامون برنامه روزانه كيم ايل سونگ و كيم جونگ ايل از اصلى ترين عوامل خبررسانى است. چنين تبليغات عوام فريبانه اى بر ذهن ساده ۲۲ ميليون شهروند فقيرى مى نشيند كه از جهان خارج تقريباً هيچ نمى دانسته اند جز اينكه: جمهورى كره جنوبى عروسك خيمه شب بازى و آلت دست امپرياليسم است و امپرياليسم به صورت شبانه روزى در حال توطئه و برنامه ريزى براى كندن ريشه انقلابى ترين انقلاب جهان و انحراف در آمال بهشت سوسياليسم است. همين و بس.
با اين حال همين كره شمالى كه در ادامه به اوصاف آن مى پردازيم پس از آنكه شش سال پيش برنامه فعاليت هسته اى خود را در سپتامبر ۲۰۰۲ به جهانيان اعلام كرد پرونده اى را در مباحث بين المللى به نام خود و براى خود ثبت كرده است كه مدل مذاكرات هسته اى كره شمالى با مدل طرح هاى هسته اى كره شمالى نام گرفته است.بحث كره شمالى زنجيره اى از نوع خاصى از درگيرى و تعامل با نظام بين الملل را تداعى مى كند كه سرهنگ معمر قذافى و صدام حسين هر دو آن را برگزيدند، آزمودند و تبعات بين الملل آن را پذيرا گرديدند. از دو كشورى كه پابه پاى مدل كره شمالى چالش با نظام تك قطبى بين الملل را برگزيدند صدام حسين حذف گرديد و امروزه يك نظام جايگزين مسئوليت اداره عراق را بر عهده دارد. سرهنگ قذافى نيز بعد از چند دهه كلنجار با جهان غرب پس از واگذارى كليه ادعاهايى كه ميلياردها دلار صرف پيگيرى آنها كرده بود رسماً به چالش خاتمه داد و مصالحه با جهان غرب و نظم نوين بين الملل را پذيرا شد كه آمريكايى ها شدت و حدت و حتى ريزترين مختصات آن را تعريف و تعيين مى كنند.
در چنين شرايطى لازم است ريشه هاى مواضع منطقه اى و بين المللى كره شمالى به خوبى درك شود و تفاوت هاى ژئوپولتيك سياسى و تاريخى اين حوزه جغرافيايى با كشورهايى مانند ايران و غيرقابل مقايسه بودن موقعيت اجتماعى و سياسى دو كشور مورد مداقه كافى قرار گيرد.
براى درك آنچه كره شمالى ها در مشت خود پنهان كرده اند و احتمال مى رود - و حتى مدعى اند- يك يا دو بمب اتمى كوچك در آن باشد ضرورى است پروازى اجمالى بر شرايط سياسى اقتصادى دو، سه دهه گذشته اين كشور داشته باشيم. كشورى كه طى ده سال گذشته مهمترين دغدغه مردم آن دسترسى به يك كاسه كوچك برنج و چند برگ تربچه بوده است.
پس از به قدرت رسيدن كيم ايل سونگ براساس ايده هاى استالينى طرحى به نام Juche يا «خودكفايى اساسى» در كميته مركزى حزب كمونيست براى اداره كشور ارائه گرديد.
براساس اين طرح براى بيش از دو دهه كليه فعاليت هاى اقتصادى در طرح هاى دولتى متمركز گرديد و عملاً كليه مظاهر نظام به اصطلاح كثيف سرمايه دارى از سراسر كشور پاك گرديد. براساس Juche هرگونه فعاليت اقتصادى و شغلى جز در مراكز، كارخانه ها، ادارات و تاسيسات دولتى عملاً ملغى گرديد. پيرو ممنوعيت هرگونه فعاليت جز در چارچوب طرح هايى كه اقتصاد متمركز دولتى آن را تعريف مى كرد طرحى به نام Public Distribution System يا PDS در كشور اجرا گرديد. براساس اين طرح مواد غذايى مورد نياز شهروندان به نسبت هاى متفاوت در ميان مردم شهر و روستا و به نسبت سختى كارى كه انجام مى دادند توزيع مى گرديد. كليه شهروندان از اداره، كارخانه يا محل كار خود حقوقى دريافت مى كردند كه براساس آن و نيز بر مبناى كوپنى كه توزيع مى گرديد مايحتاج غذايى خود را خريدارى مى كردند. براساس PDS كارگران مشاغل سخت روزانه ۹۰۰ گرم، مردم عادى ۷۰۰ گرم، بچه مدرسه اى ها ۶۰۰ گرم، كودكان ۴۰۰ تا ۳۰۰ گرم و بازنشسته ها روزانه ۳۰۰ گرم غلات و عمدتاً برنج دريافت مى كردند. براى حدود سه دهه توزيع گوشت در سبد خانوار تقريباً محذوف بود و به حدود يك كيلو براى دو سه نوبت در سال توزيع مى گرديد. يكى از مناسبت هايى كه گوشت توزيع مى شد، سالگرد تولد كيم ايل سونگ بود. لبنيات از سبد خانوار تقريباً محذوف بود و تمايل به مصرف گوشت و لبنيات نيازى بود كه از ماوراى مرزها و از سوى امپرياليسم تشويق مى گرديد. براى حدود سه دهه برنج، كلم، سس سويا و تربچه اصلى ترين غذاى مردم كره شمالى بود كه براساس سهميه بندى دولتى براساس PDS توزيع مى گرديد. ماهى از بقيه مواد غذايى بيشتر بود اما در سبد غذايى خانواده هاى كره شمالى حضور نداشت. نگهدارى مرغ و خروس در فضاى بيشتر از ۳۰-۲۰ متر مربع ممنوع بود. توجه شهروندان به پرورش ماكيان در فضاى بيشتر از اين سبب مى شد كه انگيزه آنان براى كار كردن در مراجع دولتى كاهش يابد.
براى حدود دو دهه از سيب تا ساك شهروندان همگى از سوى مراجع دولتى تامين مى شد. دسترسى به برخى از اقلام بسيار لوكس از جمله يخچال فقط با توصيه مقام هاى حزبى در ادارات و كارخانه ها امكان پذير بود. تا همين اواخر داشتن يك دستگاه تلويزيون رنگى موافقت رئيس كارخانه و بررسى پرونده كارى كارگران را نياز داشت.
تا اواخر دهه ۶۰ بازار در كره شمالى غيرقانونى بود و عملاً كالايى وجود نداشت كه به خريدارى در جايى عرضه شود. غيرقانونى بودن بازار و معاملات و مبادله پول به جز كره شمالى تا اواخر دهه ۶۰ فقط يك بار و آن هم در دوران خمرهاى سرخ در كامبوج تجربه شده است.
با اين حال اواخر دهه ۶۰ كيم ايل سونگ به تدريج به اين نتيجه رسيد كه سياست هاى ضدبازار شكست خورده است و ضرورى است مبادلات خصوصى به تدريج قانونى شود. به اين ترتيب مراجع دولتى بدون اينكه تلاش براى گسترش بازار داشته باشند چشم خود را بر روى عمل شنيع خريد و فروش آن هم در محلات پرت پيونگ يانگ يا به هنگام غروب مى بستند. با بروز اولين آثار بحران و كمبود مواد غذايى براى اولين بار در سال ۱۹۷۳ با كاهش رشد اقتصادى اعلام شد: به لحاظ شرايط حساس بين المللى سهميه مواد غذايى براساس يك سهم در هر دو هفته كاهش مى يابد و به ذخاير استراتژيك اضافه مى شود، اوايل دهه ۸۰ همان سهميه كاهش يافته با ده درصد نقصان ديگر مواجه و اعلام شد به دليل برگزارى فستيوال جوانان سهميه غذايى كاهش مى يابد. با كاهش تدريجى سهم مواد غذايى آثار قحطى در شهرها و روستاهاى دوردست خود را آشكار كرد. در نيمه اول دهه ۹۰ سهميه كارگرانى كه مشاغل سختى داشتند به كمتر از روزانه ۵۰۰ گرم غله در روز كاهش يافت. در اين ميان سهم بازنشسته ها از ۳۰۰ گرم به ۲۲۰ گرم در روز كاهش يافت. اوايل دهه ۹۰ مرگ ومير بر اثر كمبود مواد غذايى و نيز بيمارى هاى ناشى از سوءتغذيه تبديل به امرى عادى در سراسر كره شمالى شد. از اوايل دهه ۹۰ رسانه هاى كره شمالى تبليغ مى كردند كه براساس آخرين تحقيقات علمى خوردن سه وعده غذا در روز به لحاظ بهداشتى براى سلامتى ضرر دارد و شهروندان براى حفظ سلامتى حتماً بايد عادات غذايى خود را اصلاح كنند. با سقوط شوروى در ۱۹۹۱ و كاهش صدور ميليون ها تن كالا به كره شمالى و نيز كاهش كمك هاى ارزى اين كشور به پيونگ يانگ ابعاد واقعى آنچه در تبليغات دولتى شكوفايى اقتصادى ناميده مى شد آشكار گرديد.
از سال ۷ _ ۱۹۹۵ تقريباً كليه كارخانه ها و طرح هاى عمرانى با تعطيل مواجه شدند و قبل از آن با گسترش قحطى از سال ۵-۱۹۹۱ چهره كشور كاملاً عوض شده بود.
باران هاى سيل آسا در ماه اوت و جولاى ۱۹۹۵ موجب جارى شدن سيل هاى سهمگين شد كه عملاً بسيارى از مزارع دولتى باقى مانده را ويران كرد. در سال ۱۹۹۶ كل محصول برداشت شده در كشور اندكى بيشتر از ۵۰ درصد سال گذشته بود. با اين حال سيستم توزيع PDS هنوز در شهرهايى كه امنيت آنها براى دولت اهميت داشت برقرار بود. براى بقيه شهروندان به صورت منظم كوپن چاپ و توزيع مى شد اما ارزش كوپن ها حتى از كاغذى كه روى آن چاپ شده بود كمتر بود. تا حدود ۱۹۹۰ هيچ كس در كره شمالى اجازه خروج از روستا يا شهر خود را نداشت اما با شدت يافتن بحران كنترل ماموران بر تردد شهروندان كاهش يافت زيرا شهروندان از روستاى خود راهى مناطقى مى شدند كه احتمالاً در آنها مواد غذايى يافت مى شد.
از اوايل دهه ۹۰ دو پديده همزمان در كره شمالى خودنمايى مى كرد و آن موج كسانى بود كه از كره شمالى به ترتيبى خود را به كره جنوبى مى رساندند و نيز نوعى از فعاليت هاى اقتصادى كه عملاً ديگر دولت كنترلى بر آنها نداشت. به تدريج كميته هاى چينى _ كره اى، ژاپنى، كره اى و كسانى كه اقوامى در كره جنوبى داشتند با فعاليت اقتصادى خود به تدريج آثارى از گسترش مبادلات اقتصادى را از خود بروز مى دادند. از سال ۲۰۰۰ و به عبارتى شش سال پس از مرگ كيم ايل سونگ تحولى عظيم در نظام اقتصادى كره شمالى اتفاق افتاد. اين تحول اقتصادى ناشى از اراده دولت براى اصلاح امور نبود بلكه ناشى از آن بود كه دولت عملاً امور را به حال خود رها كرد. سال ۲۰۰۰ دولت كره شمالى نه پولى براى اصلاح امور اقتصادى داشت و نه طرح و برنامه اى براى دوباره سرهم بندى كردن مدل استالينيستى توسعه اقتصادى. برخى از منابع از مرگ بين ۶۰۰ هزار تا دو ميليون نفر از شهروندان كره شمالى خبر داده اند. از اواخر دهه ۹۰ معضل بين المللى و منطقه اى كره شمالى به تدريج خود را آشكار كرد. كره جنوبى با كابوسى به نام سيل مهاجران گرسنه كره شمالى و احتمال سقوط رژيم پيونگ يانگ مواجه است. دولت كره جنوبى با افزايش كمك هاى اقتصادى خود سعى دارد از هجوم موج گرسنگان جلوگيرى كند و در تلاش است اگر قرار است رژيم سياسى اين كشور با سقوط آزاد مواجه شود اين سقوط آزاد كنترل شده و با برنامه ريزى انجام شود.
ژاپنى ها براى جلوگيرى از بى ثباتى منطقه اى وعده ۱۰ ميليارد دلار كمك به كره شمالى را داده اند كه در چارچوب جبران خسارات ناشى از اشغال اين كشور در اوايل قرن جارى صورت مى گيرد.
چينى ها با نظارت بر اوضاع اقتصادى كره شمالى و با ارسال كمك هاى غذايى سعى دارند مانع وقوع حادثه اى غيرقابل پيش بينى در شبه جزيره كره شوند.
آمريكايى ها طى پنج سال گذشته ميليون ها تن مواد غذايى به كره شمالى ارسال كرده اند و به اين ترتيب در تلاش هستند نظم كره جنوبى با از هم پاشيدگى نظام كره شمالى دچار اغتشاش نگردد.
روس ها نيز با ارسال كمك هاى غذايى در تلاش هستند مانع وقوع يك فاجعه در عقب حياط خلوت امنيتى خود گردند. در شرايطى كه اوصاف آن رفت و هنوز قحطى در بسيارى از مناطق دور از شهرهاى بزرگ خودنمايى مى كند و عملاً كمك هاى غذايى خارجى مايحتاج اين كشور را تامين مى كند ولى پيونگ يانگ هنوز پيگير طرح هاى هسته اى است. بسيارى از ناظران امور كره شمالى معتقدند در حاليكه قحطى و گرسنگى بزرگترين معضل امنيتى اين كشور است كره شمالى در تلاش است با دريافت كمك هاى اقتصادى بيشتر و بيشتر عملاً بر سر فعاليت هاى هسته اى خود دست به مصالحه و معامله بزند.
نحوه نگرش كره شمالى به فعاليت هسته اى بيانگر انحراف تاريخى يك كشور از ابتدايى ترين اصول اداره يك نظام سياسى در يك حوزه جغرافيايى به نام كشور است.
پيونگ يانگ در شرايطى سرمايه هاى عظيمى را صرف توسعه تحقيقات هسته اى خود مى كند كه ابتدايى ترين زيرساختارهاى اقتصادى اين كشور از جمله آب، برق، كشاورزى دچار بحران اساسى است.
طى چهل سال گذشته هيچ توليد اقتصادى خاص، اختراع، ابداع فرهنگى يا حتى هيچ نغمه و آهنگى از كره شمالى به جهانيان عرضه نشده است. اما موشك هاى دوربرد با قابليت حمل كلاهك هسته اى به بسيارى از كشورها صادر شده است. عقبه مدل ديپلماسى كره شمالى جامعه عقب افتاده اى است كه براى حدود پنج دهه از جهان جدا نگه داشته شده است. چنين نظامى شايستگى آن را ندارد تا از سوى هيچ عضو ديگرى از جامعه بين الملل الگو قرار گيرد.
چندين دور مذاكرات شش جانبه بر سر توقف فعاليت هسته اى كره شمالى انجام پذيرفته و شكست خورده است. ولى آنچه در درون اين كشور مى گذرد حاكى از آن است كه اين كشور از همسايگان خود و از نظام بين المللى باج خواهى مى كند. مدلى كه بهتر است همچنان به نام پيونگ يانگ باقى بماند. froostaee@yahoo.com

Labels:

عکس ، عکس 4 « دیجیتال »

آنهایی که از حمام و زیر پله به جای تاریکخانه استفاده کرده اند باور میکنند که عکاسی دیجیتال همچون دست یافتن به قله ای است . قله ای از هنر ودانش عکاسی ، قله ای که در گذشته ای نه چندان دور ، تا همین چند سال پیش ، رسیدن به آن نا ممکن بنظر میرسید.
چاپ عکس در تاریکخانه ! بوی داروهای شیمیایی ، تست های مکرر ، متعدد ، طاقت فرسا وطولانی ، کنترل دمای دارو گرم کردن در زمستان و خنک کردن با پلاستیک پر از یخ در تابستان . خراب شدن عکس ها با نوسانی کوچک در یکی از چندین وچند فرایند چاپ عکس ! کار کردن با کاغذ حساس به نور ! نور دیدن کاغذ های گران قیمت ! دست هایی که از حساسیت به داروهای شیمیایی همیشه پوست می انداخت و بوی دارو میداد. خراب شدن حاصل ساعت ها کارتان با قطع شدن یا نوسان برق !
عکاسی دیجیتال به همه این مرارت ها و صدها نگفته دیگر پایان داد.
تشتک های دارو ، آگراندیسور ، تایمر تاریکخانه ، ده ها ظرف اندازه گیری دماسنج وهیتر های مخصوص دارو ، ترازو، ظرف های مدرج ، لنزهای گوناگون ، فیلترها و و و هزاران ابزار عکاسی یکباره بی مصرف شد ! ابزاری حرفه ای که فقط مخصوص این کار طراحی شده و بسیار گرانقیمت بود.
اگر وسیله ای از این دست دارید دنبال مشتری نباشید وآنرا به یادگار در دکور خانه جای دهید اگر بدرد این کار نمی خورد آنرا ته انبار بیاندازید ! یا با آشغال ها از شرش راحت شوید.
اگر دوربین گرانقیمتی دارید که نیاز به فیلم عکاسی دارد به هر قیمتی که خریدند آنرا بفروشید. جای این دوربین ها کنا ر رادیو های زمخت قدیمی است که امروز برای ما نوستالوژیک وزیباست !
امروزه دوربین های دیجیتال عکاسی در شمار پرفروشترین کالاها در جهان هستند و عکاسی در حال پوست انداختن است. پوسته جدید از جنس دیگری است وتفاوت آشکاری با پوسته واپسین دارد .











آبشار نیاگارا پاییز 2004
جاهای توریستی همیشه پر هیاهو و رفت وآمد است !

Labels:

Monday, February 13, 2006

درها وپیکرها...

نیک آهنگ اشاره درست و دقیقی برای نه تنها کاریکاتور که وبلاگ نویسی دارد. اینگونه نظرات درست به پویایی وماندگاری این " آوردگاه نو پای فرهنگی " کمک شایانی خواهد کرد.
اینجا نوشته نیک آهنگ کوثر را در این مورد بخوانید.

Labels:

Saturday, February 11, 2006

برندگان عکس های خبری جهان

جهان زیبا و جهان پر درد و رنج را در عکس های خبری جهان ببینیم



world press photo

Labels:

Friday, February 10, 2006

photo me for free

?Would you like free photo
!Enjoy

Labels:

Thursday, February 09, 2006

Yonge Street 5

کنایه وار به کانادا میگویند « چاینادا » ، درست هم هست چینی ها اینجا بیش از دیگران دیده میشوند وقتی از هر پنج نفر آدم روی کره زمین یکنفر چینی باشد ، میتوان انتظار داشت در « باغ غیر وحش » انسانی کانادا حضورچینی ها چشمگیر باشد.
البته ما ،هر چشم بادامی ریزه میزه را میگوییم چینی ! اما در میان این مردمان صبوروآرام کره ای ، ژاپنی ، تایوانی و سایر ملت های آسیای دور نیز هستند . هنگ کنگی ها پس از پیوستن به چین با پول های بزرگ اینجا آمدند و شمار زیادی از چشم بادامی ها از آن دیارند. بهر روی همچنان اکثریت با همان چینی هاست !
چینی ها شرور نیستند سازگاری دارند با دیگر مردمان ، خسیس هستند ودر قناعت با هم زندگی میکنند ، از عدد 4 بدشان میآید و آن را بد شگون میدانند ، مناسبات خوبی با یکدیگر داشته وهوای هم را دارند ، به سایر مردمان احترام میگذارند ودر تحمل دیگران باید نمره 20 را به هم آنان داد ، سختکوش وکاری هستند واهل بحث های سیاسی و مذهبی هم نیستند.
بودایی که مذهب اکثرچینی هاست به آنان درونگرایی و سخت کوشی و تحمل آموخته است .درخانه هاشان معبدی کوچک با مجسمه بودا و گل وشمع وعود برپا میکنند در این نمازخانه رنگهای تند با بوی تند عود و نور دهها شمع وگاهی مزین به عکس مردگانشان و خوراکی و میوه های متنوع هم که چیزی شبیه خیرات خودمان است همه با هم آمیخته است . جایی خوراکی های ترو تازه معبد توجهم را جلب کرد ، حساب کردم نه بودا ونه عکس آن مرحومی که آنجاست را چنین غذاها خوردن نشاید ، شاید معجزتی در کار است ؟ پرسیدم با این خوراکی ها چه میکنید به دیگران میدهید یا به معبد ویا جایی دیگر میبرید ؟ گفت نه خودمان میخوریمش !
نذر حسینشان است وشام بچه هاشان !
این تنها گوشه ای از رسم ورسوم بیش از دومیلیارد همسفر ما در این کره خاکی است که هنوز نمیدانیم در این کهکشان ها مارا به کجا میبرد !رسم ورسوم دیگران را باید محترم شمرد !

Labels:

Wednesday, February 08, 2006

پول نفت مونه یکی دیگه بنداز...

برادران عزیز قبل از فشار دادن دکمه زیر دقت کنید که بایستی این آهنگ را در دلتان زمزمه کنید.پول نفتمونه یکی دیگه بنداز...پول گازمونه یکی دیگه بنداز ...(دومرتبه)...، (همان در دلتان کافیست ..صدا نباشد بچه ها از خواب بیدارمی شوند).
خواهران عزیز ببخشید، عزیز نه ، محترمه هم کنار بایستند نفتی نشوند!

دکمه زیر

Labels:

ک ل ی ک

باز هم بی بی سی !
مصاحبه صادق صبا با جک استراو روشنگر وخواندنی است .

Labels:

Tuesday, February 07, 2006

تیتر نخستین اخبار روز بودن

اینترنت و وبگردی بلای جان ما ایرانی ها در دیار غربت است . لحظه به لحظه پیگیر داغترین و آخرین خبر ها هستی و " دانستن " اینهمه هول آور وهراس انگیز است .مردم در ایران با زندگی روزمره آموخته شده اند و روزی یکبار خبر رادرجایی (کمتر از همه اینترنت) میخوانند میبینند و یا میشنوند. خبرها فیلتر شده و سرشان به شب های برره گرم است . غربت نشینان اما هر لحظه اخبار را در مود ایران پیگیری میکنند .خبرهایی که دلشوره آور است ، و نگرانی راهر لحظه فزون تر میکند.
در تماس تلفنی با فامیل و دوستان ، زمانی که با ایران تماس میگیریم آنان را اینهمه نگران نمییابیم .گاهی آنان از نگرانی مفرط ما تعجب میکنند و بسادگی میگویند «...ها.. چی ...نه بابا ..هیچ خبری نیست نگران نباش !» از اینهمه بی خیالی کفری میشویم و گاهی میپنداریم آنها بی خبرند وهیچ نمیدانند!
اینور آبی ها اغلب سایت های خبری را بارها در روز نگاه میکنند ، خبرهایی که اینروزها نگران کننده است . دانستن آنچه تیتر اول تمام خبرگزاریها سایت ها و روزنامه های جهان است برای غربت نشین ایرانی هراس آور است نگرانی آنان را برای میهن هر لحظه فزونتر میکند.
اینجاها عادت نداشته ایم هر روز تیتر یکی از خبرهای اصلی روز ایران باشد . و مجموعه این خبرها علامتی خوشایند به همراه ندارد! اگر با خارجیان آنها که با ما همزبان نیستند در روز برخورد کنیم تیکه ، کنایه و گوشه ای به اخبار ایران میزنند میخواهند بگویند ما هم میدانیم در مملکت شما چه خبر است ! هم اینها تا چند سال پیش ایران و عراق را بخاطر تلفظ مشابه باهم اشتباه میگرفتند ، وقتی میگفتی ایران میگفت «..اوم..صدام..» و تو باید چند نشانی بدهی تا بفهمد ایران کجاست . آخر آنروزها عراق وصدام تیتر اول خبرهای روز بود! قبل از آن هم مدت ها همه از افغانستان می نوشتند . تیتر اول اخبار روز بودن بدینگونه چندان خوشایند نیست .اینجایی ها نگرانند ،داخل کشور مردم زندگی روزمره را ادامه میدهند گویی شرایط برای آنان تغییر چندانی نکرده است.

Labels:

Sunday, February 05, 2006

ک ل ی ک

سوغاتی از سمرقند

Labels:

همراهی

حمایت ده ها ایرانی ساکن اتاوا از کارگران شرکت واحد تهران
شرح مفصل خبر را اینجا بخوانید

Labels:

ماندگار در تاریخ کاریکاتور ایران

اگر کلیپس دم دستتان هست بردارید واین اثر را به تاریخ ایران پیوست کنید

Labels:

...نا گفتنم بهتر است

عباس عراقچی معاون وزير خارجه ايران، در حال ترک مقر آژانس بين المللی انرژی اتمی، ديپلمات ها می گويند اعضای شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی، به گزارش دادن پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد رای مثبت داده اند.



عکس ها بی بی سی و شرق

Labels:

باد ناموافق شمالی

دایی جان ناپلئون میگفت کار ، کار انگلیسی هاست . ما همیشه دلزده از استعمار انگلیس هر ناملایم و گرفتاری را به گردن انگلیس انداخته ایم حتا اگر خود مسببب آن بوده ایم.
درست است که آمریکا بازیگردان کودتای بیست و هشت مرداد وسرنگونی دولتی دمکراتیک در ایران بود. کودتایی که باهیچ مقاومت جدی مردمی روبرو نشد ! اما اگر سنگ وترازو در کار باشد لطمه هایی که از همسایه شمالی در طول دوقرن اخیر خورده ایم بیش از آمریکا و انگلیس بوده است .
از روسیه ناروایی ها در تاریخ سرزمینمان دیده ایم که از هیچ اجنبی دیگر ندیده ایم .جدا شدن قسمتی بزرگ از خاک ایران و جدایی فارسی زبانان از مام وطن که هنوز هم آنان در آتش این جدایی میسوزند ! جدایی سمر قند جدایی بخارا جدایی از بوی جوی مولیان و آوردن نخوت و حقارت و فقر و فلاکت و نومیدی برای قسمتی از سرزمین ایران.
اغوای تئوریک ، آنچه در پردازش مدینه قاضله دروغین سوسیالیستی روی داد.نمیدانم نامش را چه بگذارم " انحراف تاریخی " ، " اپورتونیست فکری و ایدئولوزیک " ، یا بسیار ساده تر" اغوای زیرکانه درلباس روشنفکری " هر چه بود از ترکمانچای هم بدتر بود!
داستان پیشه وری و آهنگ جدایی آذربایجان از میهن مادری ونقش ارزنده رجل بزرگ سیاسی ایران قوام سلطنه وایستادگی در مقابل همسایه فزون طلب شمالی به کمک آمریکا خود داستان دیگری است .(در کتاب «از سید ضیا تا بختیار» مسعود بهنود به زیبایی این برگ تاریخ را آورده است )
کتاب " خانه دایی یوسف " و کتاب " مهاجرت سوسیالیستی " روایت های دیگری است از آنچه که تاریخ ایدئولوژیک وروشنفکری ما را به بازی مسخره ای گرفت ، تاریخ گرایش چپ داخلی به روسیه همه یاس و نومیدی وبازی خوردگی است .
نام میگ های روسی که صدام با آن تجهیز شده بود و خانه ایرانیان بر سرشان خراب میکرد از حافظه جنگ هشت ساله پاک نخواهد شد و چه دقایق هولناکی ملیونها ایرانی هنگام سفر با هواپیماهای قراضه توپولوف تحمل میکنند. اینها فقط گوشه ای از ارمغان های همسایه شمالی است . روسیه در هیچ کجای دنیا اثر خوبی از خود بجای نگذاشته است .

انگلیس اما باریکه ای به نام هنگ کنگ را در اختیار داشت و هنگامی که آن را در مذاکره سیاسی به چین باخت شهر کوچک مستعمره را با 154 میلیارد دلار درآمد سالانه به چین واگذاشت .آنروز بیاد ماندنی در تاریخ مردم هنگ کنگ با دو چشم اشک میریختند چشمی از شوق برای بازگشتن به آغوش مام میهن و چشمی بخاطر از دست دادن مدیری توانا که ازآنان کشوری مقتدر در جهان صنعت و تکنولوزی و اقتصاد ساخته بود .همراهی و رفاقت با انگلیس و آمریکا که زمانی از شنیدن نام آن رگ گردن ما ایرانیها بیرون میزند ژاپن و آلمان شکست خورده جنگ و هنگ کنگ وامروز روز دوبی را به جاهایی رساند که شاهد آنیم .

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیتی ! دیدیم که بند شلوار خود سفت بستن نتوانست ! چه آسان فروپاشید وببر توخالی هم او بود. روسیه امروز در میان کشورهای صنعتی از همه به غرب و بویژه آمریکا وابسته تر است. کیست که نداند روسیه و هند وچین سود خود در همراهی با غرب و آمریکا میجویند ؟ اگر چنین نکنند دیوانه اند وخلاف منافع مردم خود گام برداشته اند.

Labels:

Friday, February 03, 2006

هستی ؟ پس بیا ...

وبلاگ را اگر شروع کردی باید نوشت
اگر شروع کردی ، باید بنویسی
یا شروع نکن ، یا اگر آمدی تا انتها بیا ،
چه میگویم ، انتها که ندارد
تا هستی بیا

Labels:

غنیمت

بنا ندارم از گرفتاری فردی بگویم ، نوشتن را والاتر از آ ن میدانم که از خود ودغدغده های خود بگویم .گرفتاری آنست که از بدو تولد با آن سرشته ایم ، اما چند روزی است گرفتاری زیادی دارم میدانم که بزودی تمام خواهد شد و قسمتی از آرشیو عکس ها وکتاب هایم در راهند و امید دارم که بتوانم گلیم آب وگل را چنانچه در خور است از آب بکشم .

میخواهم اینجا کوچه ای در پس کوچه های وبگردی را باز آدرس دهم که گر چه نامش نق نقو است اما من آثاری از نق در آن نیافته ام سرشار از نشاط ، زیستن و زندگی است منفی بافی در مرامش نیست و زندگی را در غربت و سکوت فریاد میزند .دراین کوچه آدرس های درست میتوان یافت آدرس آشپز باشی را همینجا یافتم آدرسی درست که تا یافتم غنیمت شمردمش وهر روز چند بار به آن سر میزنم .

کوچه ، خانه و آدرس درست و سر راست در عالم وبگردی غنیمت است .

Labels:

Thursday, February 02, 2006

آزادی اندیشه را برای همه بخواهیم

...و خنکای مرحمی بر شعله زخمی
نه شور شعله در گرمای درون ..« شاملو »

بگذاریم فضای وبلاگ ها فضای آزادی اندیشه باشد .بگذاریم وبلاگ ها جایی برای نفس کشیدن همه باشد .
بیایید حرف خود رابزنیم و بجای تخریب دیگران فضای تحمل وتنوع راگسترش دهیم .
بیایید از مسند قضاوت پایین بیاییم و هیچ روش منش واندیشه ای را تخریب و مردود ندانیم .
آزادی را برای همه بخواهیم و همه را در نوشتن نظرات و خواسته ها وایده هایشان آزاد بگذاریم .
بیایید فضای وبلاگ نویسی را به فضای تلویزیون های ماهواره ای که سراسر بد وبیراه به یکدیگر گفتن است ، تبدیل نکنیم. بیایید از ابتذال فاصله بگیریم.
وبلاگ ها میتوانند آینه همه مردمان باشند. آینه را مخدوش نکنیم .
در دنیای اندیشه و در فضای وبلاگ نوشتن به اندازه همه جهان وبه تعداد همه آدمها فضا برای نوشتن هست .بگذاریم هر کس به سلیقه خود نفسی بکشد . فضا را پاک و زیبا و عاری از آلودگی بخواهیم.
میتوان بدون تخریب دیگری ازآنچه خود باور به درستی آن داریم گفت . میتوان درود فرستاد بی آن که مرگ و حذف دیگری را خواست . بیایید دیو دیکتاتوری را در درون خود بکشیم و خدای آزادی را جانشین آن کنیم .

Labels:

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است