نیشخندی به پیری، زهر خندی به جنگ
چند شب پیش، رفتیم سینما. اگر سفارش دوستی گرامی نبود به تماشای فیلم ِ"داستان شگفت انگیز بنجامین باتن"
The Curious Case of Benjamin Button نمی نشستیم، چون انتخاب های دیگری بود که بازیگر و یا کارگردان آن برایم مهمتر باشد. این فیلم اما توجه بسیاری را به خود جلب کرده و کاندیدای جایزه گلدن گلوب است.
کارگردان فیلم دیوید فنیچر، موزیک متن ساخته آهنگساز یونانی تبار الکساندر دسپلات. بازیگران براد پیت و کیت بلانشت. مدت فیلم، دوساعت وچهل و شش دقیقه. هزینه ساخت، یکصد و پنجاه ملیون دلار.
جهان، جهانِ پس از جنگ جهانی اول است. سال های پس از 1918در آغاز فیلم وقتی از ساعت بزرگ دیواری در ایستگاه قطار نیواورلئان پرده بر می دارند، همه با منظره هولناکی روبرو می شوند، ساعت ساز ِنا بینا، ساعتی ساخته که عقربه هایش وارونه حرکت می کند، تا شاید ساعت ساز بتواند فرزند جوانش را که در جنگ از دست رفته باز به زندگی برگرداند...
قصه بر اساس داستانی کوتاه از "اسکات فیتز جرالد"(1921) نوشته شده. سوژه ی بکر و خیال انگیز فیلم در مورد نوزادی است که "پیر" زاده می شود و زندگیش را وارونه آغاز میکند، از پیرانگی به جوان و جوانتر شدن.
فنیچر با نگاهی فلسفی به تولد و مرگ، پیری را زیر ذره بین قرار می دهد و حکایتی تراژیک از پیری و نیستی را به نمایش می گذارد.
ماجرا به گونه ایست که مرز بین مرگ و زندگی، پیری و کودکی در روایت داستان به طرز ماهرانه ای در هم آمیخته تا جایی که سرنوشت محتوم بشر را به چالش می گیرد. زنی پیر در بستر مرگ است و قصه زندگی او از زبان بنجامین توسط دخترش بازخوانی می شود.
شخصیت های داستان همه با "پیری" به گونه ای دست به گریبانند.
فیلمساز نگاهی تخیلی و عصیانگر به پیری دارد. نگاه و زاویه دید او دغدغه همه خیال پردازان و شاعران است. همچون "سیمین" که خوش می گوید "اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود جوانی آغاز می کنم، کنار نوباوگان خویش" یا "حافظ" آنجا که گفت "گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش، تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم"
راستی شود، آیا، زمانی "ساعت سازی"، جایی، ساعتی بسازد چنان که زمان را به گذشته بازگرداند، تا جنگی اتفاق نیافتد یا جوانی از دست رفته در نبردی، باز دوباره زنده شود؟
The Curious Case of Benjamin Button نمی نشستیم، چون انتخاب های دیگری بود که بازیگر و یا کارگردان آن برایم مهمتر باشد. این فیلم اما توجه بسیاری را به خود جلب کرده و کاندیدای جایزه گلدن گلوب است.
کارگردان فیلم دیوید فنیچر، موزیک متن ساخته آهنگساز یونانی تبار الکساندر دسپلات. بازیگران براد پیت و کیت بلانشت. مدت فیلم، دوساعت وچهل و شش دقیقه. هزینه ساخت، یکصد و پنجاه ملیون دلار.
جهان، جهانِ پس از جنگ جهانی اول است. سال های پس از 1918در آغاز فیلم وقتی از ساعت بزرگ دیواری در ایستگاه قطار نیواورلئان پرده بر می دارند، همه با منظره هولناکی روبرو می شوند، ساعت ساز ِنا بینا، ساعتی ساخته که عقربه هایش وارونه حرکت می کند، تا شاید ساعت ساز بتواند فرزند جوانش را که در جنگ از دست رفته باز به زندگی برگرداند...
قصه بر اساس داستانی کوتاه از "اسکات فیتز جرالد"(1921) نوشته شده. سوژه ی بکر و خیال انگیز فیلم در مورد نوزادی است که "پیر" زاده می شود و زندگیش را وارونه آغاز میکند، از پیرانگی به جوان و جوانتر شدن.
فنیچر با نگاهی فلسفی به تولد و مرگ، پیری را زیر ذره بین قرار می دهد و حکایتی تراژیک از پیری و نیستی را به نمایش می گذارد.
ماجرا به گونه ایست که مرز بین مرگ و زندگی، پیری و کودکی در روایت داستان به طرز ماهرانه ای در هم آمیخته تا جایی که سرنوشت محتوم بشر را به چالش می گیرد. زنی پیر در بستر مرگ است و قصه زندگی او از زبان بنجامین توسط دخترش بازخوانی می شود.
شخصیت های داستان همه با "پیری" به گونه ای دست به گریبانند.
فیلمساز نگاهی تخیلی و عصیانگر به پیری دارد. نگاه و زاویه دید او دغدغه همه خیال پردازان و شاعران است. همچون "سیمین" که خوش می گوید "اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود جوانی آغاز می کنم، کنار نوباوگان خویش" یا "حافظ" آنجا که گفت "گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش، تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم"
راستی شود، آیا، زمانی "ساعت سازی"، جایی، ساعتی بسازد چنان که زمان را به گذشته بازگرداند، تا جنگی اتفاق نیافتد یا جوانی از دست رفته در نبردی، باز دوباره زنده شود؟
Labels: سی نما

نظرها:
سلام آب وگل جان
ما که هنوز حوان وجاهلیم، اما پیری هم عالمی دارد ها
من که نشد به برنامه نگاه کنم که خبر رسید ویدیو از جانب مالک حذف شده است.
داستان بیبیسی درد دلم را تازهتر کرد
آقای افراسیابی عزیز با تشکر از تذکر شما با نمونه دیگری آن را عوض کردم و الان کار می کند.ممنون
با سلام
خبرخوان «ایرانیان کانادا» در پرشینبلاگرز ارائه شد. از این پس آخرین مطالب وبلاگ شما در پرشین بلاگرز قابل استفاده علاقمندان خواهد بود. نام وبلاگ شما نیز در لیست این دسته از وبلاگها قرار دارد.
http://persianbloggers.blogspot.com/2008/11/canada-p.html
Post a Comment
<< Home