آب و گل: "روزمره گی" و "روزمرگی"

Monday, December 22, 2008

"روزمره گی" و "روزمرگی"

"روزمره گی" یعنی همچون پرکاهی بیفتی روی موج آبی. آب باخود ببرد ترا، آنجا که خواهد. یعنی با عوام یا عوامانه حرکت کردن. هم رنگ جماعت شدن و رسوانشدن. کارکردن، خوردن و خوابیدن وبازدوباره، از سر نو. در سیر تسلسل باطل افتادن. یعنی سرخوش بودن. خر خود را راندن، دست گذاشتن روی کلاه خود تا باد نبرد آنرا.

"روزمرگی" اما، یعنی زندگی کردن به گونه ای که زنده ایم ولی انگار مرده ایم. یعنی دشنه ای فرو رفته در شکم هر روزمان. روزهایی که بامرگ همنفس ودم سازیم. ضربان مرگ را هرروز وساعت وثانیه در دست گرفتن، بامرگ همنفس بودن. بریدن ازنفس افتادن.

روزمره گی و روزمرگی هر دو یعنی تسلیم روزگار شدن. تن دادن به قضا و قدر. انفعال. هردوسترون است. هردو علامت سکون و خمودگی ست.
از نظر مفهوم می توان گفت، روزمره گی واقعیت است(رآلیسم). روزمرگی فراواقعی ست، (سورآلیسم).


تابلو "تداوم حافظه" (1931) اثر نقاش اسپانیایی سالوادور دالی

Labels:

نظرها:

At 22/12/08 13:37, Blogger محمد افراسیابی said...

من دوچار روزمرگی‌ام یا روز مره‌گی؟

 
At 22/12/08 16:00, Blogger آب و گل said...

شمارا نمیدانم عمو جان، اما دور از جانتان ، من دچار هر دوتاش هستم.

 
At 2/1/09 05:51, Anonymous ناصر غیاثی said...

سلام آقا. امید که سال نوی میلادی کم تر روزمرگی داشته باشد برایتان.

 
At 3/1/09 09:07, Blogger آب و گل said...

درود بر ناصر غیاثی عزیز، ممنون از محبت شما.

 

Post a Comment

<< Home

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است