ایران باستان در موزه بریتانیا
حیف است آدم چند باری به لندن رفته باشد اما از موزه بریتانیا دیدن نکرده باشد، گویا آدمیزاد قدر چیز رایگان را نمی داند آنهم در گران شهری چون لندن!
این بار به قصد بازدید از موزه بریتانیا در ایستگاه "پیکادلی"، قطار یا به قول خودشان "تیوب" را عوض می کنیم و ایستگاه "اوربون" پیاده می شویم، دقایقی در هوای نمناک و بارانی لندن قدم می زنیم تا فلش های راهنما ما را به موزه بریتانیا برساند. فرصت اندک است، پس به سرعت کتابخانه ی موزه را پشت سر می گذاریم که خود برای دیدنش چند روزی وقت لازم است. پس از تماشای بخش چین و مصر، آمریکای شمالی را دور زده با نگاهی گذرا به اسلام و خاور میانه به بخش ایران باستان می رسیم.
بخش 52 موزه مربوط به ایران باستان است و به زیبایی آراسته شده گویی تکه پاره ای از ایران و تخت جمشید را به اینجا آورده اند سنگ نوشته " منشور ملل " به خط میخی و یادگارانی چند از کورش پادشاه ایران، سنگ ها و لوح هایی دیرین بیشتر از سربازان هخامنشی ، که البته درمقابل بزرگی تخت جمشید هیچ است اما هزاران بار زیباتر و باشکوه تر نگهداری می شود و به نمایش گذاشته شده.
سالها پیش فکر می کردم چرا بایستی "منشور ملل" و چندین قطعه با ارزش دیگر در موزه انگلیس نگهداری شود؟ گمانم این بود که این آثار باید در موزه های ایران بماند.
امروز فکر می کنم همان بهتر در چنین موزه ای با میلیون ها بازدید کننده در سال، اثری از ایران باشد. آثار ایران باستان جایی مربوط به تمام بشریت نگهداری می شود، جایی که هر کاوشگر و دلباخته از هر مرام و ملیت به سادگی به آن دسترسی دارد. در موزه بریتانیا با مدرن ترین ابزار و با وسواسی خیره کننده از آثار نگهداری می شود، اهل فن و تاریخ و باستان شناسی بر نمایش و نگهداری آن نظارت دارند. بی تردید شهر لندن با شانزده ملیون توریست در سال، جای امنی برای این آثار تاریخی است. چه بهتر که نامی پر و پیمان از ایران باستان در موزه ی این شهر باشد.
بگذار در کنار تمدن های بزرگی از چین و ماچین قافیه را نبازیم و در جایگاه خود حضور داشته باشیم.
این بار به قصد بازدید از موزه بریتانیا در ایستگاه "پیکادلی"، قطار یا به قول خودشان "تیوب" را عوض می کنیم و ایستگاه "اوربون" پیاده می شویم، دقایقی در هوای نمناک و بارانی لندن قدم می زنیم تا فلش های راهنما ما را به موزه بریتانیا برساند. فرصت اندک است، پس به سرعت کتابخانه ی موزه را پشت سر می گذاریم که خود برای دیدنش چند روزی وقت لازم است. پس از تماشای بخش چین و مصر، آمریکای شمالی را دور زده با نگاهی گذرا به اسلام و خاور میانه به بخش ایران باستان می رسیم.
بخش 52 موزه مربوط به ایران باستان است و به زیبایی آراسته شده گویی تکه پاره ای از ایران و تخت جمشید را به اینجا آورده اند سنگ نوشته " منشور ملل " به خط میخی و یادگارانی چند از کورش پادشاه ایران، سنگ ها و لوح هایی دیرین بیشتر از سربازان هخامنشی ، که البته درمقابل بزرگی تخت جمشید هیچ است اما هزاران بار زیباتر و باشکوه تر نگهداری می شود و به نمایش گذاشته شده.
سالها پیش فکر می کردم چرا بایستی "منشور ملل" و چندین قطعه با ارزش دیگر در موزه انگلیس نگهداری شود؟ گمانم این بود که این آثار باید در موزه های ایران بماند.
امروز فکر می کنم همان بهتر در چنین موزه ای با میلیون ها بازدید کننده در سال، اثری از ایران باشد. آثار ایران باستان جایی مربوط به تمام بشریت نگهداری می شود، جایی که هر کاوشگر و دلباخته از هر مرام و ملیت به سادگی به آن دسترسی دارد. در موزه بریتانیا با مدرن ترین ابزار و با وسواسی خیره کننده از آثار نگهداری می شود، اهل فن و تاریخ و باستان شناسی بر نمایش و نگهداری آن نظارت دارند. بی تردید شهر لندن با شانزده ملیون توریست در سال، جای امنی برای این آثار تاریخی است. چه بهتر که نامی پر و پیمان از ایران باستان در موزه ی این شهر باشد.
بگذار در کنار تمدن های بزرگی از چین و ماچین قافیه را نبازیم و در جایگاه خود حضور داشته باشیم.






1 Comments:
آقا رسیدن به خیر
غیبت طولانی شده بودها!
ول کام بک
ایام به کام
Post a Comment
<< Home