سنتوری در تورنتو

تماشای فیلمی از داریوش مهرجویی، فرصتی است که نباید آن را از دست داد. سینما ایمپرس واک در تورنتو(نورت یورک) فیلم سنتوری از این کارگردان برجسته را نمایش می دهد. سینما ایمپرس شامل ده سالن نمایش است و این روزها دو فیلم ایرانی روی اکران دارد. فیلم پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی نیز در همین سینما در حال نمایش است.
سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی، که علیرغم داشتن پروانه در ایران اجازه نمایش نگرفت، به بحران اعتیاد در کشور می پردازد. کشوری که در آن مواد مخدر ،سیگار و مشروبات به ظاهر قاچاق اما در باطن از بیشتر کشورهای دنیا ارزان تر و فراوان تر است، کشوری که اعتیاد درآن به یک جریان و بحران اجتماعی تبدیل شده. در تورنتو بسیاری از مهاجرین ایرانی فقط بخاطر فرار از اعتیاد خود یا فرزندانشان به کانادا آمده اند. بنابر این انتخاب چنین سوژ ه ای نشان از هشیاری و دلسوزی هنرمندی همچون مهرجویی نسبت به مردم و کشورش دارد.
فیلم از تاریکی ایستگاه های شلوغ مترو به روشنایی غبار آلود هوای تهران باز می شود و با علی سنتوری یکی از خیل مردمانی که در شلوغی خیابان ها در هم می لولند همراه شده و داستان زندگی اورا ورق می زند داستانی که برای ما آشناست، انگار شخصیت های فیلم را بارها دیده ایم.
علی سنتوری جوان هنرمندی است که تنگناهای اجتماعی او را به اعتیاد کشانده، او جوانی فریب خورده نیست بلکه قربانی شرایطی است که خود قادر به تغییر آن نیست. هانیه همسر علی دیگر قربانی این شرایط است. هانیه یا باید بسوزد و بسازد و یا بگذارد و برود، برای او هم گویا راهی دیگر وجود ندارد. شخصیت هانیه دشواری های زن در جامعه مرد سالار را بخوبی نشان می دهد، زنی که نمیخواهد با جریان این زندگی همراه شود، یا انسانی که می خواهد خلاف جریان موجود حرکت کند.
سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی، که علیرغم داشتن پروانه در ایران اجازه نمایش نگرفت، به بحران اعتیاد در کشور می پردازد. کشوری که در آن مواد مخدر ،سیگار و مشروبات به ظاهر قاچاق اما در باطن از بیشتر کشورهای دنیا ارزان تر و فراوان تر است، کشوری که اعتیاد درآن به یک جریان و بحران اجتماعی تبدیل شده. در تورنتو بسیاری از مهاجرین ایرانی فقط بخاطر فرار از اعتیاد خود یا فرزندانشان به کانادا آمده اند. بنابر این انتخاب چنین سوژ ه ای نشان از هشیاری و دلسوزی هنرمندی همچون مهرجویی نسبت به مردم و کشورش دارد.
فیلم از تاریکی ایستگاه های شلوغ مترو به روشنایی غبار آلود هوای تهران باز می شود و با علی سنتوری یکی از خیل مردمانی که در شلوغی خیابان ها در هم می لولند همراه شده و داستان زندگی اورا ورق می زند داستانی که برای ما آشناست، انگار شخصیت های فیلم را بارها دیده ایم.
علی سنتوری جوان هنرمندی است که تنگناهای اجتماعی او را به اعتیاد کشانده، او جوانی فریب خورده نیست بلکه قربانی شرایطی است که خود قادر به تغییر آن نیست. هانیه همسر علی دیگر قربانی این شرایط است. هانیه یا باید بسوزد و بسازد و یا بگذارد و برود، برای او هم گویا راهی دیگر وجود ندارد. شخصیت هانیه دشواری های زن در جامعه مرد سالار را بخوبی نشان می دهد، زنی که نمیخواهد با جریان این زندگی همراه شود، یا انسانی که می خواهد خلاف جریان موجود حرکت کند.

در مجموع فیلم سنتوری فیلمی واقع گراست و آنچه می بینیم واقعیت های امروز جامعه ایران است ، اگر چه تلخ و سیاه، گناه این سیاهی و تلخی را نمی توان به گردن کارگردان انداخت، مهرجویی به عنوان وجدان بیدار جامعه تنها گوشه ای از این واقعیت ها را به ما نشان می دهد.
تیتراژ فیلم (ساخته محمد رضا شریفی نیا) نماهای درشتی از یک سنتور در حال کوک کردن است که انتخابی بجا و زیباست اما نماهای گرفته شده پر نور است و رنگ فیلم پخته و دلچسب نیست، نمیدانم اشکال از نورپردازی یا از ظهور فیلم است؟! اشکالات رنگی در بقیه فیلم هم دیده می شود، که به باور من می تواند از ظهور فیلم یا به اصطلاح شستن نگاتیو و چاپ پزتیو ومراحل لابراتوار باشد. این نقص در بیشتر فیلم های وطنی دیده می شود به گونه ای که فیلم ایرانی از نظر رنگ تفاوت آشکاری با فیلم های خارجی دارد، در حالی که نیک می دانیم جنس فیلم های ایرانی با سایر کشورها تفاوتی ندارد.* ای کاش اهل فن سینمای ایران به این نکته توجه می کردند!
به هر صورت، خوب است ایرانیان ساکن تورنتو از فیلم سنتوری حمایت کنند و آن را حتما" در سینما ببینند تا گوشه ای از ضرر و زیان تهیه کنندگان این فیلم جبران شود.
سنتوری همچون گاو، آقای هالو و اجاره نشین ها یک رویداد است، رویدادی که در تاریخ ایران ثبت می شود.
تیتراژ فیلم (ساخته محمد رضا شریفی نیا) نماهای درشتی از یک سنتور در حال کوک کردن است که انتخابی بجا و زیباست اما نماهای گرفته شده پر نور است و رنگ فیلم پخته و دلچسب نیست، نمیدانم اشکال از نورپردازی یا از ظهور فیلم است؟! اشکالات رنگی در بقیه فیلم هم دیده می شود، که به باور من می تواند از ظهور فیلم یا به اصطلاح شستن نگاتیو و چاپ پزتیو ومراحل لابراتوار باشد. این نقص در بیشتر فیلم های وطنی دیده می شود به گونه ای که فیلم ایرانی از نظر رنگ تفاوت آشکاری با فیلم های خارجی دارد، در حالی که نیک می دانیم جنس فیلم های ایرانی با سایر کشورها تفاوتی ندارد.* ای کاش اهل فن سینمای ایران به این نکته توجه می کردند!
به هر صورت، خوب است ایرانیان ساکن تورنتو از فیلم سنتوری حمایت کنند و آن را حتما" در سینما ببینند تا گوشه ای از ضرر و زیان تهیه کنندگان این فیلم جبران شود.
سنتوری همچون گاو، آقای هالو و اجاره نشین ها یک رویداد است، رویدادی که در تاریخ ایران ثبت می شود.

* درایران معمولا" از فیلم فوجی استفاده میشود؛ فیلمی که بزرگترین رقیب کداک در دنیاست و بسیاری از فیلمسازان هالیود نیز از آن استفاده می کنند.
عکس ها از اینترنت
Labels: سی نما


1 Comments:
Zaheran mehrjooyi khodesh ejaze dade ke filmo online bezaran ke mardom bebinan!
Post a Comment
<< Home