هزاره ی اقلیت ها
قانون استخدام کانادا، اولویت را به اقلیت ها می دهد. مثلا" اگر بیست نفر شرایط مساوی برای پذیرش یک حرفه داشته باشند، و این بیست نفر 13 مرد و 7 زن باشند، مرد ها خودبخود حذف می شوند. از بین زنها اگر 4 نفر سفید پوست و سه نفر سیاه پوست باشند، سفید پوست ها حذف و از بین سه زن سیاه پوست، چنانچه دو نفر شهروند کانادا و یکی مهاجر تازه وارد از نیجریه باشد، قانون اولویت را به استخدام"زن مهاجر نیجریه" می دهد!
البته توجه به حقوق اقلیت ها در آغاز هزاره سوم مختص کانادا نیست، این یک حرکت جهانی است حرکتی که با روح انسانی و طبیعت بشر سازگار است. گویا روح بشر در مجموع از هر تفکر و ایده ی جوانمردانه ای پشتیبانی می کند.
این ست که می بینیم زنان که تاکنون راهی به حکومت نداشتند، برگ برنده ی احزاب سیاسی و رفرمیست ها هسنند. می بینیم که مردم خواه در شیلی باشند یا آلمان یا پاکستان گویا میل وایده شان یکیست، اگرچه در شیلی و آلمان زنها به حکومت می رسند اما در پاکستان هنوز ترور و تحجر مانع به قدرت رسیدن یا در قدرت ماندن آنان است!
همین صد سال پیش حتا در کشور انگلستان زنان حق رای نداشتند و برای بدست آوردن حق رای کشته و زندانی می دادند. در آمریکای نژادپرست آنروز سیاهان حق استفاده از دستشویی سفیدها را نداشتند! اما امروزِِ روز، مردم آمریکا ورود یک سیاه یا یک زن را به کاخ سفید رویای خود می نامند!
جهان ناگزیر است به جلو حرکت کند و جهان پیش رو جهانی است که اقلیت ها هم می توانند حکومت کنند، آنهایی که تا کنون حقوقشان دیده نمی شد، آنهایی که گاهی چوب اکثریت به فرقشان کوفته می شد و زیر چرخ اکثریت له می شدند.
از زیبایی های جهان امروز یکی هم اینست که اکثریت به اقلیت ها رای می دهد و آن ها را به حکومت دعوت می کند، نفس این ایده زیبا و امید بخش است حتا اگر یک ژست سیاسی باشد!
البته توجه به حقوق اقلیت ها در آغاز هزاره سوم مختص کانادا نیست، این یک حرکت جهانی است حرکتی که با روح انسانی و طبیعت بشر سازگار است. گویا روح بشر در مجموع از هر تفکر و ایده ی جوانمردانه ای پشتیبانی می کند.
این ست که می بینیم زنان که تاکنون راهی به حکومت نداشتند، برگ برنده ی احزاب سیاسی و رفرمیست ها هسنند. می بینیم که مردم خواه در شیلی باشند یا آلمان یا پاکستان گویا میل وایده شان یکیست، اگرچه در شیلی و آلمان زنها به حکومت می رسند اما در پاکستان هنوز ترور و تحجر مانع به قدرت رسیدن یا در قدرت ماندن آنان است!
همین صد سال پیش حتا در کشور انگلستان زنان حق رای نداشتند و برای بدست آوردن حق رای کشته و زندانی می دادند. در آمریکای نژادپرست آنروز سیاهان حق استفاده از دستشویی سفیدها را نداشتند! اما امروزِِ روز، مردم آمریکا ورود یک سیاه یا یک زن را به کاخ سفید رویای خود می نامند!
جهان ناگزیر است به جلو حرکت کند و جهان پیش رو جهانی است که اقلیت ها هم می توانند حکومت کنند، آنهایی که تا کنون حقوقشان دیده نمی شد، آنهایی که گاهی چوب اکثریت به فرقشان کوفته می شد و زیر چرخ اکثریت له می شدند.
از زیبایی های جهان امروز یکی هم اینست که اکثریت به اقلیت ها رای می دهد و آن ها را به حکومت دعوت می کند، نفس این ایده زیبا و امید بخش است حتا اگر یک ژست سیاسی باشد!


3 Comments:
ایران خودمان ازاین نظر جلوترازخیلی هاست چون یک اقلیت ده درصدی بر یک اکثریت نود درصدی حکومت می کند و همیشه هم برنده هستند!
شاید هر ایده ی خوبی یک زمانی ژست سیاسی بوده ، اما یک سوال >!
پذیرش یک ژست سیاسی به چه قمیتی ؟
وقتی زور اکثریت به اقلیت می چربد ؟!
خاتمی اقلیت نبود !؟
بود !!!
یک روحانی ِ فهمیده !
و مردم بر اساس همین قانون شما به او رای دادند !
نتیجه ؟!
نق نقو جان، ما هنوز تا رسیدن به یک شرایط دمکراتیک راه درازی در پیش داریم.
معصومه عزیز، منظور از اقلیت آنهایی ست که به هر علتی آنها را به حکومت راه نمی دهند، مثلا" در آمریکا تا کنون سابقه نداشته یک زن یا یک سیاهپوست رییس جمهور شود. در ایران اگر چه خاتمی در مقابل اکثریت روحانیون آن زمان اقلیت محسوب می شد و انتخاب او گامی هر چند کوچک به جلو بود اما باز گروه ها و افراد بی شماری هستند که حق وارد شدن به حکومت ندارند!
در یک شرایط دمکراتیک، چه بسا مردم دوست داشته باشند به اقلیت هایی رای دهند که تا کنون بخت وارد شدن به حکومت نداشته اند.
Post a Comment
<< Home