آب و گل: جهان و جهان‌بينی جمال‌زاده

Thursday, December 06, 2007

جهان و جهان‌بينی جمال‌زاده


...می‌گفت: "در ايرانِ ما، درد واقعی كه علاجش مشكل است و نه با وسيله‌ی مذهبی می‏شود آن را مداوا كرد و نه با سياست و تنبيه، «فساد» است". جمال‌زاده با اين سخن انگشت بر زخمی ديرين می‏گذاشت و در نامه‏ای نيز دليل نرفتن به‏ايران را ترس از رشوه‏خواری و فساد گسترده می‏داند و می‏نويسد: «مكّرر به‏دوستانم گفته‏ام كه می‏ترسم به‏ايران بروم و از يك طرف عصبانی بشوم و عنانِ اختيار از دستم بيرون برود و حتی جذبه رشوه، از جاده بيرونم بيندازد و دارای قوه و قدرتی كه بتوانم در مقابل امكان ثروتمند شدن- از راه رشوه و دخل و مداخل و عايدات نامشروع- استقامت بورزم، نباشم و آدم محولی، يعنی ناپاك و آلوده و پُر سر و صدا و پُرمدعا و بی‏كاره از آب درآيم. حالا هم بی‏كاره و بی‏مصرف هستم ولی لااقل قدرت اينكه كار نامشروع و عمل زشتی انجام بدهم، ندارم»...
... هر كه اما می‏خواهد كه از بسياری غم و درد غربت اندكی بكاهد، بايد تدبيری كند و چاره‏ای بينديشد؛ وگرنه نه تنها غم غربت از پای می‏افكندش كه سهل است، هويتش را هم از او می‏ستاند و بر باد می‏دهد. نه‏آنجايی می‏شود و نه اينجايی؛ برزخ‏نشينی می‏شود كه حتی اگر هم محيطی كه در آن زندگی می‏كند ظاهری «بهشتی» داشته باشد، روزگارش اما «دوزخی» است. جمال‌زاده هم چنين كرد و چون مصمم بود كه در اروپا بماند، برای رهايی از مهلكه بی‏هويتی، عشق به‏زبان فارسی را در خانه‌ی جان خود جای داد و تمام عمر دست به‏دامان فرهنگ و تاريخ و ادبيات ايران شد و از اين رهگذر نه تنها خود را كه بسياری را نيز از بی‏هويتی نجات داد و هم نشان داد كه چگونه می‏توان عمری را دور از وطن گذراند، بی‏آنكه بی‌وطن شد...

جهان و جهان‌بينی جمال‌زاده / خسرو ناقد

Labels:

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است