جهان و جهانبينی جمالزاده

...میگفت: "در ايرانِ ما، درد واقعی كه علاجش مشكل است و نه با وسيلهی مذهبی میشود آن را مداوا كرد و نه با سياست و تنبيه، «فساد» است". جمالزاده با اين سخن انگشت بر زخمی ديرين میگذاشت و در نامهای نيز دليل نرفتن بهايران را ترس از رشوهخواری و فساد گسترده میداند و مینويسد: «مكّرر بهدوستانم گفتهام كه میترسم بهايران بروم و از يك طرف عصبانی بشوم و عنانِ اختيار از دستم بيرون برود و حتی جذبه رشوه، از جاده بيرونم بيندازد و دارای قوه و قدرتی كه بتوانم در مقابل امكان ثروتمند شدن- از راه رشوه و دخل و مداخل و عايدات نامشروع- استقامت بورزم، نباشم و آدم محولی، يعنی ناپاك و آلوده و پُر سر و صدا و پُرمدعا و بیكاره از آب درآيم. حالا هم بیكاره و بیمصرف هستم ولی لااقل قدرت اينكه كار نامشروع و عمل زشتی انجام بدهم، ندارم»...
... هر كه اما میخواهد كه از بسياری غم و درد غربت اندكی بكاهد، بايد تدبيری كند و چارهای بينديشد؛ وگرنه نه تنها غم غربت از پای میافكندش كه سهل است، هويتش را هم از او میستاند و بر باد میدهد. نهآنجايی میشود و نه اينجايی؛ برزخنشينی میشود كه حتی اگر هم محيطی كه در آن زندگی میكند ظاهری «بهشتی» داشته باشد، روزگارش اما «دوزخی» است. جمالزاده هم چنين كرد و چون مصمم بود كه در اروپا بماند، برای رهايی از مهلكه بیهويتی، عشق بهزبان فارسی را در خانهی جان خود جای داد و تمام عمر دست بهدامان فرهنگ و تاريخ و ادبيات ايران شد و از اين رهگذر نه تنها خود را كه بسياری را نيز از بیهويتی نجات داد و هم نشان داد كه چگونه میتوان عمری را دور از وطن گذراند، بیآنكه بیوطن شد...
... هر كه اما میخواهد كه از بسياری غم و درد غربت اندكی بكاهد، بايد تدبيری كند و چارهای بينديشد؛ وگرنه نه تنها غم غربت از پای میافكندش كه سهل است، هويتش را هم از او میستاند و بر باد میدهد. نهآنجايی میشود و نه اينجايی؛ برزخنشينی میشود كه حتی اگر هم محيطی كه در آن زندگی میكند ظاهری «بهشتی» داشته باشد، روزگارش اما «دوزخی» است. جمالزاده هم چنين كرد و چون مصمم بود كه در اروپا بماند، برای رهايی از مهلكه بیهويتی، عشق بهزبان فارسی را در خانهی جان خود جای داد و تمام عمر دست بهدامان فرهنگ و تاريخ و ادبيات ايران شد و از اين رهگذر نه تنها خود را كه بسياری را نيز از بیهويتی نجات داد و هم نشان داد كه چگونه میتوان عمری را دور از وطن گذراند، بیآنكه بیوطن شد...
جهان و جهانبينی جمالزاده / خسرو ناقد
Labels: همیشه خواندنی






<< Home