دو گانگی ها
مدتی پیش مدیر رستورانی هندی جهت کاری به من مراجعه کرد. اسمش شرما بود. وقتی فهمید ایرانی هستم خوش وبشی کرد و با تعریف از ایرانی ها باب گپ و گفتگو را باز کرد. انگار مدت ها منتظر بوده یک ایرانی پیدا کند و سوالی مهم و خودمانی از او بپرسد، پس از این مقدمه ی کوتاه پرسید: " شما ایرانی ها همه به گوشت حلال و حرام اعتقاد دارید؟"
منظورش همان ذبح شرعی بود که معمولا فروشگاه های عرب و ایرانی روی آن تبلیغ می کنند.
گفتم: " بیشتر ایرانی ها ، اما به گمانم اکثریت آن هایی که اینجا زندگی می کنند، چندان اهمیتی به حلال و حرامی گوشت ندهند، شاید سی یا چل درصد مردم در اینجا برایشان مهم باشد!"
درفکر بودم که علت سوالش چیست؟
شرما ادامه داد: " مشتریان ایرانی رستوران ما اغلب می پرسند که آیا از گوشت حلال استفاده می کنیم و زمانی که از جواب مثبت ما آگاه شده و خاطر جمع شدند گوشت مورد استفاده حلال است، آن وقت استیک و غذای گوشتی خود را با شراب، آبجو یا سایر مشروبات الکلی سفارش می دهند و این موضوع همیشه برایم تعجب آور است!"
لبخندی زدم و گفتم: "راستش نمی دانم دلیلش چیست اما بیشتر عادت ها ست تا باورها و اعتقادها."
شرما "بر و بر" نگاهی کرد، گویا معنی حرف مرا نمی فهمید و من موضوع بحث را عوض کردم.
نمی توانستم به شرما بگویم رفتار اجتماعی ایرانیان مملو از این گونه دوگانگی هاست!
Labels: از کانادا






3 Comments:
سلام. به این نوشته شما در بلاگ نیوز لینک داده شد
از این نمونه برخوردها باسنت و مذهب در همه فرهنگ ها هست اما در اتیرانیان بیشتر دیده می شود.
ببخشید ایرانیان اشتباه تایپ شد
Post a Comment
<< Home