شیکاگو


آسمانخراش های بی قواره، که نه نظمی دارند و نه معماری چشمگیری، همچون قارچ های وحشی همه جا سبز شده اند. سایه ی سنگین و زمخت ِ ساختمان ها در همه ی خیابان های اصلی گسترده است. کوچه های بین ساختمان ها به سایه ها خو کرده و رنگ آفتاب نمی بینند. ترافیک بی امان و قطارهایی به رنگ خاکستری و به شکلی عبوس بی وقفه در آمد وشد است. و آدم هایی که زنبور وار درازدحام حاشیه پیاده رو ها گم می شوند. این جا مرکز شهر شیکاگوست.
در این شهر گویا همه چیز به زور می بایست کنار هم قرار می گرفته. آدم و ماشین و قطار و ساختمان ناچار است که با پارک و پل و موزه و بندر گاه در چند خیابان کنار هم جمع باشد.
شهرشیکاگو حدود صد وچل سال پیش در یک آتش سوزی مهیب ازبین میرود . آتش سوزی هشتم اکتبر سال 1871 ساعت 9 شب آغاز شد باد و طوفان مهار آتشی را که به خانه های چوبی افتاده بود، ناممکن می ساخت و خانه ها یکی پس از دیگری در آتش سوخت. دو روز بعد، دهم اکتبر، بارانی سهمگین توانست آتش را خاموش کند، از شیکاگو تلی از خاکستر، بیش به جای نماند. سیصد نفری جان باختند و صد هزارنفر بی خانمان شدند شهر پس از آن دورادور دو سه تا بنای قدیمی که هنوز هم هست باز ساخته شد.

دلیل آتش سوزی هرگز معلوم نشد، اما مردم افسانه ای ساخته اند و میگویند آتش سوزی از شماره ی 13 خیابان "دکاون" شروع شد جایی که " پاتریک" و " کاترین اوکانر" زندگی می کردند آن شب "کاترین" شمعی افروخت و کنار گاوشان داخل اصطبل گذاشت. گاو " اوکانر ها" به شمع لگدی زد، کاه وعلوفه ها آتش گرفت و آتش سوزی از همان جا شروع شد.
آن زمان گویا هنوز تروریست ها اختراع نشده بودند، به همین خاطر افسانه ها هم بویی از خشونت نداشت!
پارک میلینیوم زیبا ودیدنی ست. در کنار آن چندین موزه ی بزرگ است، موزه ی هنر، تاریخ طبیعی، آلواریوم والخ...
در حاشیه پارک و کنار ساحل ماکت هایی از کره زمین، با رنگ ها و نقش های گوناگون پراکنده اند، چندین و چند از این ماکت های توپ مانند دیده می شود. این کره ها مرا سخت بیاد توپی می اندازد که چاپلین در فیلم دیکتاتور بزرگ با آن می رقصد و سبک سرانه آنرا به بازی می گیرد. کره زمین اینجا هم درست به همان اندازه ست. همان بازی ست با شکل و شیوه ای دیگر.
تبلور معماری وهنر هزاره ی سوم در زمختی آهنی است که سرد و سمبلیک در پارک هزاره به تماشا گذاشته شده. این آهن ها نمایانگر سردر گمی هنر و معماری در دوران آسمانخراش هاست.










6 Comments:
کاکو هر چی زور زدم و سعی کردم که تو عکس دومی از طریق رفلکشن این آینه عکاسی که این عکس را داره میگیره پیدا کنم پیداش نکردم. بزرگش گردم. بالا و پایینش کردم. زوم کردم. نشد که نشد . راستشو بگو. کجا ایستادی این عکس را گرفتی که خودت تو آینه پیدا نیستی
سلام
آقا اینورها تشریف آوردید بی خبر؟
خدنت می رسیدیم!
عکس ها هم خیلی قشنگ است
salam..
shoma khubin?
az persian bloggers weblog shoma ro didam..goftam saket az inja naram...
jaleb bood...
akshaye jalebi ham gozashtin...
movafagh bashin...
سلام
هم عكسات و هم اطلاعاتت در مورد تاريخ شهر شيكاگو قابل استفاده بود
شیکاگو رو دیده بودم ولی عکس و اطلاعات شما برام تازگی داشت
Very nice pictuers!
Post a Comment
<< Home