روزمره گی زیر صفر
یک شنبه ست، برف می بارد به روی خار و خاراسنگ، دو سه روز گذشته هوا خیلی سرد بود، تا منهای 26 را هم از برکت باد شمالی تجربه کردیم. سرمای اینجا اما قابل تحمل است، از این هم سردتر شود باز آب از آب تکان نمی خورد(چو ن معمولا" آب وقتی یخ می بندد دیگر تکان بخور نیست!)، امکانات وبرنامه ریزی شهری چنان است که میتوان با این سرما کنار آمد، چنان که وقفه ای در کار و زندگی ایجاد نشود. مردم همه جا در مورد هوا سخن می گویند ، تیکه می پرانند و به هوا کنایه می زنند، اما زندگی ادامه دارد و چیزی متوقف نمی شود.
خوب، گفتم که یک شنبه ست من هم یک سر، دارم و هزار سودا. دو سه تا نکته را بگویم و بروم.
اول- اگر دوست دارید در مورد روز تولد خودتان مطلب بیشتری بدانید، سری به اینجا بزنید، لینک و آدرس و توضیحات کامل همراه با لینک اضافی هم از آ قای علیرضا خان مجیدی ست.
دوم- خوشا به سعادت مردم آلمان! گویا آنجا گاهی از آسمان پول می بارد.
سوم-معادل فارسی کلمه ی Labels به نظر شما چیست؟ منظورم لیبل این پایین ست به معنی عنوان یا تیتر.
Labels: روزمره گی






4 Comments:
agh mage hamon labels che ashkali dare? tavalod ham jaleb bod
با سلام گروه یا شاخه کلمات هم معنی هستند
کاکو ما اینجو پشت بازار مس گرا به این لیبل شمو میگیم برچسب. حالو البته این خارجی رفته ها که از تو خیابون داریوش و بازار آبادانی ها خرید میکنند و یکی دوبار هم کویت رفتن یواشکی جنس اووردن میگن بهش مارک هم میگن. مثل همون مارک آدامس خروس نشون خودمون باید باشه. یه سوالوی میکنی آدم توش میمونه
ظاهرن Labels
بمعني " قسمت و يا بخش مربوطه " اطلاق ميشود. آقا شما كه بهتر از ما انگليسي حاليتونه چرا مجبورمون ميكني چيزي را كه بايد نگيم سر زبانمان جاري شود و بيسواديمون جهانگير شود
Post a Comment
<< Home