آب و گل: درباره ی هوشنگ گلشیری

Tuesday, January 02, 2007

درباره ی هوشنگ گلشیری


...
گلشیری دیگراعتقادی به این‌ها نداشت:«آدم ِ معمولی ِمتوسط ِ این جهان دیگر لازم نیست زندگی‌اش را براساس چنین اوتوپیایی تنظیم کند. انسان می‌داند که نمی‌شود زندگی را ناگهان تغییر بدهی، که نمی‌شود یک‌باره جهان را برای ابد به نظم دربیاوری، می‌داند که این خطرناک است. هرگونه حکمی که برای ابد اعتبار داشته باشد، خطرناک است. ادبیات ِ واقعن مدرن این است: از هر دو قطب ِ پیشگویی ِ آسمانی فاصله گرفتن، هم از قطب ِ مثبت و هم از قطب ِ منفی. نیچه مرد بزرگی بود، اما از درون تفکرش فاشیسم شکل گرفت و از درون ِ مسیحیت، قرون وسطا وآدم‌سوزی و از اسلام ِ یک‌سویه (به قول خودش) همه‌ی آن ‌چیزهایی که امروز می‌بینیم. آدم می‌تواند پای اعتقاداتش بیایستد، هر روز عبادت کند، با خدا رابطه داشته باشد و غیرو. اما اگر کسی این را به جامعه منتقل کند و بگوید: من نماینده‌ی خدا هستم، باید او را به تیمارستان فرستاد و یا دستکم مراقبش بود. چرا که برای جامعه‌ی انسانی ایجاد خطر می‌کند». در کنار راین درباره‌ی چنین موضوعاتی حرف می‌زدیم...


نوشته ای از نوید کرمانی، ترجمه: ناصر غیاثی / رادیو زمانه
عکس بالا از رضا دقتی

Labels:

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است