آب و گل: روزمره گی

Friday, October 13, 2006

روزمره گی

فروش پاره ای از تن
خبر تکانده ست. هزار نفر، بیشتر جوان، در اصفهان کلیه خود را فروخته اند! فیلمی هم در همین زمینه ساخته شده که در وبلاگ دخترم غزل لینک آنرا دیدم.
دردآور است فقر بی پایان در کشوری که نفت هفت دلار همین چند سال پیش را، هفتاد دلار می فروشد اما مردمانش برای گذران زندگی، برای دو سه ملیون تومان پاره ای از تن خود را حراج می کنند.

بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزرگان به زشتی برد

ما را چه میشود که بانویی روشنفکر و خردمند از نویسندگان و رنجدیدگان جامعه ما چوب نقد به تابوت صادق هدایت می کوبد؟ عجبا که این خردمند آدمخواری در زنگبار را موجه می داند، اما برای نوشته ای به طنز از بزرگ نویسنده ای چون هدایت توجیهی ندارد!
به آغاز گر و پدر نویسندگی نوین در ایران برچسب ضدیت به این و آن می زند آنهم بخاطر "طنزی" که تکلیف طنز روشن است وبا آفریدگار هم با طنز می توان سخن گفت! ایهنم درد کهنه ی ما ایرانی هاست که بزرگانمان را هر یک به گونه ای طرد می کنیم و آنها را قهرمان وبری از هر لغزش می خواهیم و در مونیتور کردن ضعف ها استادیم و دیواری کوتاه تر از هنرمندان و ادیبانمان نیست.
گویا بزرگداشتن مشاهیر ویژه ی فرانسویان است که ناپلئون بناپارت خود را آنچنان بلند مرتبه دارند که او را جهان چون نابغه ای بی مانند بشناسد و آنهمه کشتار در پرتو این بزرگنمایی کمرنگ شود، ما اما می خواهیم نویسنده ی بزرگ خود را بخاطر طنزی گیریم اشتباه از سکه بیاندازیم و مهر نژادپرستی به چهره اش بزنیم و الخ..
بی شک این، گفتگوی این زمانه نیست

Labels:

نظرها:

At 14/10/06 22:25, Anonymous انوری said...

به نکته درستی اشاره کرده اید، ظاهرا خانم پارسی پور کمی تند رفته
با آرزوی موفقیت برای شما

 
At 15/10/06 04:07, Anonymous سارا said...

شايد محمد بهارلو را بشناسي؟چند سال پيش در يك جلسه كه موضوعش تحليل آثار هدايت بود .محمد بهارلو يك جمله اي گفت كه عين جمله اش را خاطرم نيست امامضمونش اين بود
سالهاي زيادي گذشته و شايد سالهاي زيادي بايد بگذرد تا نويسنده اي با ذهن وقلم هدايت در ادبيات ايران پيدا بشود

 

Post a Comment

<< Home

All Rights Reserved. Copyright © 2007
استفاده از مطالب وعکسهای این سایت فقط با ذکر منبع و آدرس بلامانع است