ممد
می گفتند ممد رفته خارج. راست می گفتند ممد رفته بود آمریکا. میگفتند ممد دیگه بر نمیگرده. راست می گفتند ممد دیگه برنگشت.
ممد رو از بچگی می شناختم. بچه ی تیز ، باهوش و همه فن حریفی بود. شاد و سر زنده بود. صدای قشنگی داشت، آواز خوب می خوند. یادم نمیره برای همین صدای خوب ، برای آواز خوندن از مدرسه بیرونش کردن! راستش نمی دونم چرا ولی تو یکی ازمراسم ها حاضر نشده بود، آواز بخونه.
بعد از اون ممد اومد مدرسه ما. جایی که یک سالی بیشتر دوام نیاورد. مدیر مدرسه ما رییس باشگاه تاج هم بود، ولی ممد پرسپولیسی بود. پرسپولیسی دبش.
احمد می گفت بیچاره ممد همه جا میخوان زیر آبشو بزنن. ممد اما آدمی نبود که اگه زمین خورد، دیگه بلند نشه.
ممد از مدرسه ما رفت مدرسه زینت. اون زمونا زینت بهترین مدرسه بود. از همونجا هم، دانشگاه قبول شد. دانشگاه دو سالی باهم بودیم. ممد تو هر کاری موفق و خوب بود ، منکه گاهی حسودیم میشد.
بعدش ممد از ایران رفت. قرار بود چند ماهی بره و دوباره برگرده، اما ممد رفت و دیگه هم برنگشت. مادرش می گفت تو یه شهری زندگی میکنه که اصلا" ایرونی نیس!
دیگه ممد رو ندیدم. سی سال هم بیشتره!
Labels: کاراکترها






4 Comments:
hanoz ham mamad ha az oon keshvar mizanan biron
delneshin bod
piroz bashi
شما قلم روان و دست قوي براي داستان نويسي داريد.
يادتون باشه من اصلا، بي خودي از كسي تعريف نمي كنم
jaleb bod. mrc
فقط برای کنجکاوی میخواستم بپرسم این رییس باشگاه تاج آقای آذرم نبود؟
Post a Comment
<< Home