روزمره گی
اول اینکه خودی و نخودی بازی با رفتار اجتماعی ما عجین شده و در تمام گروه ها دیده میشود. رادیو زمانه هم از این قاعده مستثنی نمانده و هویت ایرانی خود را حفظ کرده است.
در سیستم مدیریت کاربردی شایسته سالاری حرف اول را میزند، رفیق بازی و مرام گذاشتن و هوای بچه ها را داشتن، نوچه بازی و نوچه پروری ویا نان قرض هم دادن و دهها عیب و ایراد دیگر جایی در یک مدیریت خوب و درست ندارد.
بی بی سی نمونه یک مدیریت خوب از این دیدگاه است. انتخاب افراد و برنامه ها در این رادیو منطقی بنظر میرسد و کمتر دیده شده برنامه ها غیر کاربردی یا آبکی از کاردر آید. مهمترین دلیل این انسجام اینست که آدم ها درست سر جای خود قرار گرفته اند و در چارچوب کارآیی و تخصص خود کار می کنند. بعنوان نمونه انگار بهزاد بلور مادرزاد مجری روز هفتم بوده و برای این کار ساخته شده.
تردید نباید داشت، کار فقط بدینگونه به سامان می رسد.
دوم کیوان در کامنت دانی پست قبلی آدرس حرف هایی حسابی از خسرو ناقد در گفتگو با ایسنا را گذاشته بود. ناقد با چشم هایی شسته اشاره به یک آسیب جدی در ادبیات ما دارد که با انگ و برچسب عامه پسند رمق آن گرفته شده. اشاره ای دقیق به یک آسیب فرهنگی. یادمان باشد که هیچکس با خواندن کتاب های روشنفکری کتاب خوان نمی شود شروع کتاب خوانی با همین قصه های ساده و عامه پسند است.
سال های قبل بسیاری از کارهای خوب ادبی با برچسب عامه پسند طرد می شد. راستی که الفبای کتاب خوانی کتاب هایی مثل بامداد خمار و یا نوشته های بزرگ مردی چون ذبیح الله منصوری است. دعا یا نفرینش برای کیوان مطلب را هم اینجا بخوانید.
سوم معجون چیز خوبی است اما گویا اعتیادآور است! مدتی از معجون افلاطون خبری نیست، دستمان به سرمان نمیرسد! چه کنیم؟
گویا ملات معجون از گندم خام می آید، فعلا" گندمش کاشته شده و هنوز وقت درو کردن نیست! معجون ساز هرکجا هست سلامت و دل خوش باشد.آمین
چهارم انوشه انصاری وارد فضا می شود، خاتمی هم از روی باند وارد آمریکا شد، هر دو واقعه مبارک باشد!
Labels: روزمره گی






1 Comments:
آقا کدوم "دعا"؟ حالا فرداست که همه به من و تو و پيش از من و تو به ناقد نفرين بکنن و بد و بيراه ميگن که شماها دنبال قصه حسين کرد شبستری هستيد
Post a Comment
<< Home