عزت
عزت به حرف کسی گوش نمی دهد، فقط یکریز حرف می زند. گویا با همان دو کلمه اول فهمیده چه می خواهی بگویی. آنوقت رشته کلام را به دست می گیرد و با فشار روی کلمه ها و بالا و پایین کردن آهنگ صدا پشت سر هم از چیزی تعریف می کند. در حرف های عزت این کلمه ها را بارها و بارها می توان شنید:
اگر بدانی!
شما که نمی دانید
خدا می داند
نمی دونید چقدر..
نمی تونید بفهمید
هیچکس مانند عزت اینهمه از عدد و رقم کمک نمی گیرد:
یک ملیون آدم دیشب اومده بودند مهمونی اصغر آقا.
چی جعفر پولداره؟ پولدار چیه بگو تریلیاردره!
صدهزارتا ماشین پشت چراغ خطر گیر افتاده بود.
با همین تلفنی که زدم پونصد تا کار انجام شد.
این هفته صدهزار ساعت کار کردم.
یک میلیارد آدم اومده بود تماشا.
گاهی عدد و رقم جوابگو نیست آنوقت عزت دست بدامن زمین و زمان می شود از جهان و کهکشان و بی نهایت کمک میگیرد:
بی نهایت زیبا بود.
اگه همه کهکشان رو هم بگردی نمیتونی یه جایی به زیبایی فلان جا پیدا کنی.
حیات خونه ما یه جنگل درخت توشه!
یه دریا آب خوردم، بعدشم یه اقیانوس ...
عزت از صفت تفضیلی به نحو شایسته ای استفاده می کند:
بهترین روز زندگیم همین امروز بود.
خوشمزه ترین غذای دنیا رو بغل خونه ما داره.
باهوش ترین بچه های دنیا همکلاسی های ما بودند.
بیشترین املاک رو اون زمان ما تو ایرون داشتیم.
ولی عزت هیچ کدام از کلمه ها را به اندازه" فوق العاده" و" بی نظیر" بکار نمی برد. عزت همیشه از چیزهایی سخن میگوید که در عمرش نظیر نداشته یا فوق العاده بوده است.
کافی ست شما از چیزی تعریف کنید و بگویید فلان فیلم خوب بود
عزت میگوید چی خوب بود، کجای کاری بی نظیره !
آنوقت است که شما احساس شرمساری می کنید و احساس می کنید فیلم را درست یا به اندازه کافی نفهمیده اید یا در درست بیان کردن مطلب کوتاهی کرده اید.
عزت مقیاس های مخصوص به خود دارد، چیزی که نه عدد و رقم است و نه صفت تفضیلی:
یه "چش بهم زدن" از این جا میرم ایرون و بر میگردم.
چی پزشکی خوندن سخته؟ ای بابا این که مث "آب خوردنه".
کاری نداره تو اراده کن یه "بشکن زدن" کار درسته.
وای به روزی که عزت بخواهد از چیزی یا کسی بد بگوید:
افتضاحه، آشغاله، کثافت مطلق، گه به تمام معنا، دیوانه اساسی و...
در عمرم چیزی به این بدی یا آدم به این احمقی یا غذا به این شوری ندیده بودم.
البته اینجا هم از عددها، رقم ها، کهکشان ها، و ترین ها کمک میگیرد.
وعده های عزت را هیچ وقت جدی نگیرید، اگر در میان جمعی به شما گفت برایتان کار نان و آب داری سراغ دارد و از همین فردا مشغول کار می شوید، یا بذل و بخششی کرد وقرار شد فردا برای دریافت آن مراجعه کنید، یا ازشما دعوت کرد به خانه اش بروید، همه اینها را باید روز بعد با یک مکالمه تلفنی تایید مجدد کنید. این مکالمه یا وصل نمی شود یا بدترین بدشانسی عالم را آورده اید و داستان منتفی ست.
وقتی عزت حرف میزند ما سرمان را یکریز تکان می دهیم و حرف هایش را تایید می کنیم. گاهی دهانمان باز می ماند و همیشه تبسم می کنیم.
بقول ممد " عزت تو حرف زدن خداست!"
Labels: کاراکترها






5 Comments:
از هر پنج ايراني سه نفرشان قطعا عزت است ...بقيه هم يا ممدند يا جعفر
چه خوش گفتی،چه تیپ آشنایی، اگه دوروبرمونو نگاه کنیم حتماً یه چندتایی عزت می بینیم.
عزت آقا (یا عزت خانم؟) مثل اینکه یک ورژن دیگه ای از مهندس ما هستند (http://www.neghneghoo.com/archives/2006/05/post_145.php)
angari khili sale in yaro ro mishnasam.
besyar jaleb bod
سلام لینکتون به از همه رنگ اضافه شد موفق باشید
سلام و ممنون. جای شما خالی است «این جا»
Post a Comment
<< Home