حقیقتش را بخواهی نمیدونم چرا این عکسها منو برد به اون سالهای دور وقتی عصر های جمعه ساعت سه با بچه ها جمع میشدیم میرفتیم دروازه کازرون یک تاکسی بار میگرفتیم پنج تومن دربست که ببرتمون استادیوم تاجگذاری. بعد میریختیم عقب تاکسی بار و آواز میخوندیم: این برق شیرازه ... خدا حفظش کنه ... تو دروازش فریاد شیرانه ... خدا حفظش کنه
3 Comments:
حقیقتش را بخواهی نمیدونم چرا این عکسها منو برد به اون سالهای دور وقتی عصر های جمعه ساعت سه با بچه ها جمع میشدیم میرفتیم دروازه کازرون یک تاکسی بار میگرفتیم پنج تومن دربست که ببرتمون استادیوم تاجگذاری. بعد میریختیم عقب تاکسی بار و آواز میخوندیم: این برق شیرازه ... خدا حفظش کنه ... تو دروازش فریاد شیرانه ... خدا حفظش کنه
یادش، بخیر علی جان! راستی ، فکر فایلی هم برای برق شیراز باش بچه های قدیم و جدید و ملی پوشانش و...و
کاکو ما کوچيکيم! برق گفتی و کبابوم کِردی
Post a Comment
<< Home