کنون رزم سهراب و رستم شنو- دگرها شنیدستی این هم شنو

رستم و سهراب به روایت" جمال میر صادقی" قصه ای کوتاه و خواندنی در هفته نامه شرق:
«شبى بى خوابى به سر شاه افتاد، از اين پهلو و به آن پهلو بسيار بگشت تا عاجز شد. بيمارى يگانه فرزند پسر، خواب از چشم او ربوده بود. كودك در تب مهلك مى سوخت و حكيمان در علاج او درمانده بودند.
شاه از بستر برخاست و از حرمسرا به در آمد و حاجب را بخواند و گفت: «كسى را به نزد ما بياور كه ما را از رنج بى خوابى آسوده كند.»
حاجب خدمت كرد و گفت: «اى بزرگوار شاه، نوازندگان و ظريفان حاضر آورم تا بنوازند و برقصانند و خاطر شاه را طراوت بخشند؟»...»
داستان کامل را اینجا بخوانید
Labels: هنر و ادب






1 Comments:
عالی.
Post a Comment
<< Home