درختم
شاخ و برگ گستراننده،
با باد وخاک وآب، دم خور،
با آفتاب سر زنده.
رازآشیان، پرندگان در دل
با سردو گرم روزگاران، دم ساز
نمناک و زردشونده.
درختم،
سایه و بار وبر
کار و بار و
برای همه رهگذران ،
خنکایی در گرماگرم آفتاب و عطش گستراننده
همراه با آسمان، باخاک و آفتاب
با دگرگونگی همراه شونده.
درختم
ریشه در خاک رونده!
دهم اسفند 1381
Labels: هنر و ادب






5 Comments:
سلام دوست من
از نظر جالبتون با اون لهجه ی شیرین شیرازی ممنون
سال خوبی پیش رو داشته باشید
بيربط نويسي بنده را ببخشيد اما ما هم دلتنگيم به وَالله!
شما که غريبه نيسـتي، راستش رو بخواي دلم براي خودم يه ذره شده!!!
;-)
آشپز باشی بزرگوار امید که دلتنگی هر چه زودتر بسر آید، ما کم کم در مورد شما کارمان داشت به نگرانی میکشید که با این کامنت قدری خیالمان راحت شد
نگین جان سال نو شما هم مبارک
لطف کنید بیشتر از این شعرها بذارید ممنون میشم
Post a Comment
<< Home