باد ناموافق شمالی
دایی جان ناپلئون میگفت کار ، کار انگلیسی هاست . ما همیشه دلزده از استعمار انگلیس هر ناملایم و گرفتاری را به گردن انگلیس انداخته ایم حتا اگر خود مسببب آن بوده ایم.
درست است که آمریکا بازیگردان کودتای بیست و هشت مرداد وسرنگونی دولتی دمکراتیک در ایران بود. کودتایی که باهیچ مقاومت جدی مردمی روبرو نشد ! اما اگر سنگ وترازو در کار باشد لطمه هایی که از همسایه شمالی در طول دوقرن اخیر خورده ایم بیش از آمریکا و انگلیس بوده است .
از روسیه ناروایی ها در تاریخ سرزمینمان دیده ایم که از هیچ اجنبی دیگر ندیده ایم .جدا شدن قسمتی بزرگ از خاک ایران و جدایی فارسی زبانان از مام وطن که هنوز هم آنان در آتش این جدایی میسوزند ! جدایی سمر قند جدایی بخارا جدایی از بوی جوی مولیان و آوردن نخوت و حقارت و فقر و فلاکت و نومیدی برای قسمتی از سرزمین ایران.
اغوای تئوریک ، آنچه در پردازش مدینه قاضله دروغین سوسیالیستی روی داد.نمیدانم نامش را چه بگذارم " انحراف تاریخی " ، " اپورتونیست فکری و ایدئولوزیک " ، یا بسیار ساده تر" اغوای زیرکانه درلباس روشنفکری " هر چه بود از ترکمانچای هم بدتر بود!
داستان پیشه وری و آهنگ جدایی آذربایجان از میهن مادری ونقش ارزنده رجل بزرگ سیاسی ایران قوام سلطنه وایستادگی در مقابل همسایه فزون طلب شمالی به کمک آمریکا خود داستان دیگری است .(در کتاب «از سید ضیا تا بختیار» مسعود بهنود به زیبایی این برگ تاریخ را آورده است )
کتاب " خانه دایی یوسف " و کتاب " مهاجرت سوسیالیستی " روایت های دیگری است از آنچه که تاریخ ایدئولوژیک وروشنفکری ما را به بازی مسخره ای گرفت ، تاریخ گرایش چپ داخلی به روسیه همه یاس و نومیدی وبازی خوردگی است .
نام میگ های روسی که صدام با آن تجهیز شده بود و خانه ایرانیان بر سرشان خراب میکرد از حافظه جنگ هشت ساله پاک نخواهد شد و چه دقایق هولناکی ملیونها ایرانی هنگام سفر با هواپیماهای قراضه توپولوف تحمل میکنند. اینها فقط گوشه ای از ارمغان های همسایه شمالی است . روسیه در هیچ کجای دنیا اثر خوبی از خود بجای نگذاشته است .
انگلیس اما باریکه ای به نام هنگ کنگ را در اختیار داشت و هنگامی که آن را در مذاکره سیاسی به چین باخت شهر کوچک مستعمره را با 154 میلیارد دلار درآمد سالانه به چین واگذاشت .آنروز بیاد ماندنی در تاریخ مردم هنگ کنگ با دو چشم اشک میریختند چشمی از شوق برای بازگشتن به آغوش مام میهن و چشمی بخاطر از دست دادن مدیری توانا که ازآنان کشوری مقتدر در جهان صنعت و تکنولوزی و اقتصاد ساخته بود .همراهی و رفاقت با انگلیس و آمریکا که زمانی از شنیدن نام آن رگ گردن ما ایرانیها بیرون میزند ژاپن و آلمان شکست خورده جنگ و هنگ کنگ وامروز روز دوبی را به جاهایی رساند که شاهد آنیم .
اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیتی ! دیدیم که بند شلوار خود سفت بستن نتوانست ! چه آسان فروپاشید وببر توخالی هم او بود. روسیه امروز در میان کشورهای صنعتی از همه به غرب و بویژه آمریکا وابسته تر است. کیست که نداند روسیه و هند وچین سود خود در همراهی با غرب و آمریکا میجویند ؟ اگر چنین نکنند دیوانه اند وخلاف منافع مردم خود گام برداشته اند.
Labels: نوشته ها






0 Comments:
Post a Comment
<< Home