مسعودی به نام بهنود !
ما برای هنرمندان واندیشمندانمان زنده مان بزرگداشت هنری نداشته و نداریم. جوایز فجر و سپاس مان هم بدلیل دولتی بودن هرگز از اعتباری فراگیر برخوردار نبوده و نیست. سینماگری که در جشنواره های جهانی جایزه میگیرد ، فیلمش اجازه نمایش ندارد! و چه بسا که خارجی ها از همین روی به او جایزه میدهند!
اهل مرثیه ایم وهمان قصه تکراری « مرده پرستی ». حتا در میان هنرمندانمان هم ، مثل بسیاری از کشورهای دنیا ، رسم نبوده درغالب یک انجمن صنفی هر ساله جایزه معتبری به یکی از همکاران خود بدهند یا کار ارزشمندی را پاس دارند. به وبلاگها هم که سر میزنیم پر از افسوس وآه از دست رفتگان است. گویا بزرگداشت و تعریف از رفتگان مجاز است ، چون نه بزرگ شدنشان خطرناک است نه مورد حسد قرار میگیرند ، از دیگر سو!
با این پیش در آمد میخواهم این سنت را بشکنم و گاه وگداری از آنها بگویم که زنده اند.
مسعود بهنود رادر سال 57 چند ماه قبل از انقلاب به گونه ای دیگر شناختم. و آن با مقاله ای بود که در یکی از جراید آنروز (اگر اشتباه نکنم تهران مصور ) نوشته بود . درآن گرماگرم روزهای انقلاب این مقاله مردم را به اعتدال و در نیافتادن به دام فاشیزم دیگر فرامیخواند،
ودر آن حال و هوا کمترین بهای چنین اندیشدن آن بود که نویسنده را وابسته به دستگاه بدانند.
پس از انقلاب ، بهنود را بهتر آن بود روزنامه ای را سردبیری کند ، سهمیه دولتی بگیرد ومال ومنالی بیاندوزد ، قلم بفروشد وزندگی بگذراند. میتوانست، اما، نخواست. سودای ماندگاری در گوشه ای از تاریخ داشت، و به چه خوش گوشه ای رسید. میارزد زندان وتبعید ، به ماندگاری در تاریخ ودر شمار آگاه ترین قلم بدستان چنین دوران پر تلاطمی، در آمدن.
«از سید ضیا تا بختیار » بدون تردید از کتاب های تاریخی معتبر ، مرجع وماندگار ایران خواهد ماند. مجموعه مقاله ها ونوشته های بهنود هماره از روشن بینی و منطق کم نظیری برخوردار است، اگر چه لازم نیست همه دیدگاه های اورا بپذیریم،یا او را از لغزش مبرا بدانیم .آدم است دیگر، آدم.
« 275 روز بازرگان » نمونه روشنی از موشکافی یک روایتگر هشیار تاریخ است. پژوهشی شگرف که هر چه بگذرد برارزشش فزون خواهد شد. مسعود بهنود تفکری بروز و سخت ژورنالیستی دارد،
شاید بخاطر همین است که در پایان رمان « خانوم » از یک رمان نویس به یک خبرنگار تفییر چهره میدهد و یک کتاب رمان خوب و محکم که از همه چارچوب های یک قصه خواندنی وگیرا پیروی کرده در بخش پایانی به مقاله ای خبری ختم میشود.
نوشته های بهنود محکم است ، میداند چه میگوید ودانسته را خوب انتقال میدهد و به آنچه مینویسد اشراف کامل دارد. رندی، گستاخی و نه پرده دری، صراحت وشفافیت از دیگر ویژگی های نوشته های اوست. روایتگر خوبی است، تاریخ معاصر را از بر است چنانکه گاهی در سید ضیا بازی راه افراط میپوید!
قلمی شیوا ، خوش و شیرین دارد مسعود بهنود.
گرامیش بداریم!
مگر چند تا مسعود بهنود داریم؟






0 Comments:
Post a Comment
<< Home