" آتشی " زیر خاکستر

منوچهر آتشی هم رفت.
پاره ای دیگر ازادبیات ایران را به خاک بسپاریم .
ادبیات و هنری که روزبروز بر حجم رفتگانش افزوده میشود وکسی جایگزین
مردگانش نیست .
اخوان ، شاملو ، مشیری ، گلشیری ، حاتمی و دهها هنرمند و نخبه ای که یا در انزوای وطن مردند ویا همچون « جلالی سوسن آبادی » در هجران غربت .
وما ، مانده ایم با گورستانی از بزرگان هنر وادبیات و نسل جوانی که مجال شناخت و جانشینی آنان را هرگز نیافت .
میدانم که بسیاری از جوانان ما هنوز نام « جلالی سوسن آبادی» را نشنیده اند و
از « منوچهر آتشی » هم شعری نخوانده اند.
هرگز نتوانستیم در این سالها نمایشنامه نویس و نویسنده ای چون
« غلامحسین ساعدی » بپرورانیم و شاعری همچون « آتشی » .
چه کسی از جنوب و از بلم واز برکه ونخل برای ما خواهد گفت ؟
چه کسی برای ما خواهد گفت که :
«…
تلخ است خواب
باشمشیر زیر پوست
وشمشیری آویزان
فراروی چشم
چشمی که باید ببیند
آنچه نباید هرگز ببیند را
و اینهم حکایتی است »
ادبیات و هنر روزگار سخت و غریبی را پشت سر میگذارد ،
اما میدانم که هنوز ریشه در آب است .
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/11/051120_ra-atashi-poet.shtml
Labels: هنر و ادب






1 Comments:
جناب بهادر عزیز به وبلاگ شما سر زدم و خواستم هم تبریک بگم بهتون و هم از عکسهای قشنگی که گذاشتین بگم
keep up the good work.
قربان شما
پویا
Post a Comment
<< Home